تبليغاتX
كشكول روح‌الله خبازي‌علوي

تصاویری که فقط ما ایرانیها قادر به درکش هستی(خیلی بامزست حتما

بقيه عکسهاي ديدني را در ادامه مطلب ببينيد......

ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:31 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
بقيه عکسهاي خاطره‌انگيز را در ادامه مطلب ببينيد....

ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:59 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

ریزش موها می تواند دلایل بسیاری داشته باشد ولی از مهمترین دلایل این امر، کم خونی، استرس و مصرف داروهای خاص است.

 از جمله دلایل ممکن ریزش مو که می توان به آن اشاره کرد عبارتند از:

1- کم خونی: کمبود آهن و به طبع آن کمبود سلولهای قرمز خون منجر به ریزش مو خواهد شد. زیرا این ارگان برای حفظ سلامت فولیکول مو لازم و ضروری است. مکمل های آهن به همراه ویتامین c که به جذب آهن کمک می کند برای رفع این کمبود موثر است.

2- داروهای خاص: داروهای ضد افسردگی، داروهای ادرار آور و سایر داروهای درمانی می تواند باعث ریزش مو شود. برای رفع این مشکل می توانید مقدار مصرف دارو را تغییر داده و یا با مشورت پزشک از داروهای جایگزین استفاده کنید.

3- کم کاری یا پر کاری غده تیروئید: عدم تعادل هورمونی باعث افزایش سطح ماده شیمیایی DHT شده که این ماده فولیکول های مو را تحت تاثیر سوء قرار میدهد. مراجعه به پزشک و تجویز داروی مناسب باعث بازگشت مقدار این هورمون به سطح ایده آل می شود.

4- رژیم غذایی کم کالری: پیروی از برنامه های رژیمی سنگین و سخت باعث ریزش مو، بروز خستگی، کم آبی و درد می شود. برای رفع این مشکل لازم است که روزانه پروتئین کافی دریافت کنید.

5- استرس: استرس فوق العاده زیاد و متمادی باعث غیر فعال شدن فولیکول های مو می شود و یا توسط سلولهای سفید خونی مورد حمله قرار می گیرد و بعد از مدتی ریزش مو اتفاق می افتد. برای مقابله با این وضعیت لازم است که وسایل آرامش خود را فراهم کنید . انواع تکنیک های مختلف برای کسب آرامش وجود دارد از قبیل یوگا، مدیتیشن و.. با این کار به مروز زمان مو رشد طبیعی خود را به دست می آورد.

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 14:6 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |


گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.

 راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید

یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.

 همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.

بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.

 متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.

 2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است.

 سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.

هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید.

 با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.

 می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست.

 این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.

 3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند.

با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.

 مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.

با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.

به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.

 4- همه چیز او باشید.

چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.

 حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.

در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.


اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.

زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.

خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:44 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

١. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است.

انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .

به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.

انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند.

آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .

این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.

دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.

احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.

به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

انگشت شصت نشانه والدین است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 13:8 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

در عصر حجر:

در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) كار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت كردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم كدوم طرفه و …. مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:

* داشتن گرز بزرگ تر و و محكم تر (مثل امروز كه هر كس ماشينش شيكتر و با كلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)

*داشتن پشم و پيلي بيشتر در ناحيه سينه آقايون و كلاً در همه جاي بدن! (نكته: پشم و پيلي نام يكي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود كه نشانه مردانگي هم بود.)

*داشتن غار بزرگ تر

*داشتن لباس!(كه اين ينيققو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)

هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي كرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشكي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)

بعد از عصر حجر يه عصري اومد كه در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود كلي تلاش كني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي كه بعضي از زنان فمنيست جهت حذف كردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده كه مردا زجر بكشن!بلكه يه دوره اي توي تاريخ بوده كه مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي كه ميدونيم اينه كه احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درك كردند كه اگر الكي كلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!

دوره هخامنشي:

در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود كه بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يكي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند كه كافي بود يه تيكه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با كرام الكاتبين و شخص داريوش و كورش كبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند كه تنها كاري كه بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينكه يك زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول كلي زحمت مي كشيدي و روش هاي شمشير زني و … رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شركت مي كردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يكي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم كه باز هم علي رغم اينكه انسان بسيار پيشرفت كرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يكي از كار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:

*حداقل يكي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)

*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)

*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)

هدف از مخ زني: بر اساس كتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوكران و كنيزان زياد و خوردن شراب بوده!

 

دوره قاجار:

 

در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار كه همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي كه اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نكنه) يه كمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن كه يه مردي براي اينكه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر كسي كه اين كارو مي كرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و كلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نكرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يك نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سكينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي كه طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من كه خيلي باحال بوده.فكرشو بكنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عرشيا جان عزيزم امروز ساعت 5 برو كافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)

هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

دوره پهلوي:

در اين دوره مردم يه كمي زياد سياسي فكر مي كردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فكر براندازي نظام بودند! براي همين حكومت هم براي اين كه بياد كار مردا رو آسون تر كنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فكر نكنن يه مكان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست كرد به اسم كاباره كه مردا مي رفتن توش و يه كار هاي بدي رو انجام مي دادن كه من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا كار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده كه عبارت بودند از:

*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)

*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان….نه چيز ببخشيد منظورم توانايي كتك زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)

*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق

*كشيدن سختي هاي بسيار در دوران كوردكي.

*داشتن شلوار دمپا گشاد و كت چهار خانه و ريش مدل داريوشي

*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!

*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يكي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليكه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي كلاسيه)

هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!

دوره انقلاب تا چند سال پيش:

در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري كرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يك آقا پسر گل باقالي با يك دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام كار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و …. دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند كه بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذكر است كه در انتهاي اين دوره نقش تكنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يكي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:

* سر به زير بودن آقا پسر (كه واقعاً خيلي شرط سختي بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژيم شاه

*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي

هدف از مخ زني:تشكيل خانواده و داشتن ارتش 20 ميليوني!

دوره امروز:

به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري كه امروز اگر يك پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامكان و از نظر ظاهري شبيه يك دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديكي كند!

ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:

*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن كه نشان دهنده احترام به تكنولوژي مي باشد!

*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ….

*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انكار كردن اين ويژگي در جمع!

*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور كلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي

* به روز بودن (Up to date) در زمينه SMS هاي جديد!

*داشتن فاميل در كشور هاي اروپايي , امريكايي و حوزه درياي كارائيب!

و هزاران مورد ديگر كه شما بهتر از من مي دانيد!

هدف از مخ زني:پر كردن اوقات فراغت و انجام راهكاري جهت حل معضل ازدواج!!

اما يه نكته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و …. مي بوديم.اما با اين روندي كه داره پيش ميره – و اينكه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينكه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوكس هستند- من پيش بيني مي كنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه…..!

واقعاً من هنوزم نفهميدم هدف از داشتن دوست پسر براي اين دختر خانوم ها كلاس گذاشتن پيش بقيه رفقاشونه يا اينكه داشتن يه دوست خوب و همدم صميمي؟!؟!؟!؟!

(البته آقا پسرا زياد حال نكنند كه من طرفشون رو گرفتم چون در بعضي از موارد عكس اين قضيه هم صادقه!)

http://i2.tinypic.com/rlcdn9.jpg

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:58 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

 

1- جادوي بسته بندي:
زنان هديه اي را كه بسته بندي زيبا داشته باشد بسيار دوست مي دارند. هر چه كاغذ كادو ، روبان ، پاپيون و زرق و برق بسته بندي بيشتر باشد بهتر است. البته افراط هيچ گاه پسنديده نيست. دچار اشتباه رايج نشويد. فايده اي ندارد به گيرنده هديه بگوئيد چشمهايش را ببندد و بعد يك بسته معمولي يا زشت به دستش بدهيد. هيچ چيز جاي بسته بندي را نمي گيرد.


۲- از بر كنيد:
اگر به زندگي خود علاقه داريد ، روز تولد ، روز مادر ، سالروز ازدواج و تاريخهاي مهم را از حفظ داشته باشيد.


۳- زبان زنان را بياموزيد :
زبان زنان را بياموزيد. اگر خانم بگويد ((نمي خواهد چيزي برايم بخري)) منظورش اين است كه بهتر است يك چيز خوب برايم بگيري وگرنه بقيه عمر از زنده بودن پشيمان مي شوي.


۴- لزومي نيست كه حتما پول زيادي خرج كنيد:
لازم نيست كه حتما طلا و هداياي بسيار گران قيمت بخريد در واقع بر خلاف آنچه كه اين روزها مد شده ، يك شاخه يا يك دسته گل و عطر خوب ، هر دوي هدايا مناسبي هستند و بيشتر زن ها عاشق اين چيزها هستند.


۵- فاجعه برچسب:
يادتان نرود پيش از دادن هديه ، حتما برچسب قيمت آن را بكنيد. باوركنيد خانم ها  دوست دارند خودشان قيمت را حدس بزنند و شايد دوست دارند قيمت را در ذهن خود بسيار بالاتر تصور كنند.

 


۶- لاف موقوف:

هرگز به يك زن نگوئيد كه اين هديه را ارزان خريده ايد ، حتي اگر آن را مفت خريده باشيد. مطمئن باشيد زنان در اين يك مورد ، صرفه جوئي را نخواهد پسنديد.


۷- بدتر از ناسزا:
خريد ميز اتو ، ظرف آشپزخانه ، پيش بند و از اين قبيل چيزها اكيدا ممنوع. اينها را بگذاريد براي خريدهاي دو نفري.و فراموش نكنيد در اين مورد حق با همسرتان است.


۸- وقت شناس باشيد:
به خاطر داشته باشيد هديه كوچكي كه به موقع داده شود ، هزار برابر بيشتر از هديه گران قيمتي كه با يك هفته تاخير داده شود ، مي ارزد.


۹- رسيد را نگه داريد:

به هنگام خريد حتما به فروشنده ياد آور شويد كه ممكن است فردا براي تعويض مراجعه كنيد و هميشه رسيد هر چيزي را كه مي خريد نگه داريد تا اگر لازم شد خانم بتواند آن را عوض كند.


۱۰- و اگر مي توانيد طلا بخريد:
باور كنيد كه خيلي چيزها هم چشم مردان را خيره مي كند و واقع بينانه بايد قبول كنيم كه  هيچ چيز مثل طلا چشم خانمها را خيره نمي كند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:57 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
 
1.jpg 
 

حتما شما هم شنيده‌ايد كه مى‌گويند فلانى امروز از دنده چپ بلند شده است. هيچ مى‌دانيد وضعيت خواب شما در هنگام شب مى‌تواند بيانگر شخصيت شما باشد؟ مطالعات اخير دانشمندان نشان داده است كه به‌طور كلى شش حالت براى خواب وجود دارد كه هر كدام از اين حالات بيانگر نوعى از شخصيت اشخاص است...

 همان‌طور كه اشاره شد دانشمندان بر اين باور هستند كه افراد شب‌ها به 6 حالت متفاوت مى‌خوابند و اين حالات متفاوت مى‌تواند نشانه‌هايى از شخصيت

آنها باشد. به گزارش بى بى سى همه ما از زبان بدن خود هنگام بيدارى آگاهى داريم. اما در حال حاضر با تحقيقاتى كه انجام شده است ما مى‌توانيم ببينيم

ضمير ناخودآگاه ما چه چيزهايى را در موردمان مى‌گويد.درهمين رابطه در اين مقوله به شش نوع روش به خواب رفتن و اينكه هر كدام چه بعدى از شخصيت ما را نشان مى‌دهد، مى‌پردازيم.

 

خوابيدن به حالت جنينى‌:

كسانى كه به حالت جنينى مى‌خوابند، به عبارتى به پهلو مى‌خوابند و پاهايشان را در شكم خود جمع مى‌كنند در حالى كه دست‌هايشان روى هم و در

جلوى صورتشان قرار دارد، معمولا از جمله اشخاصى هستند كه بسيار حساس‌اند. آنها ممكن است در ابتدا كه با ديگران ملاقات مى‌كنند خيلى خجالتى به نظر برسند اما به زودى با ديگران ارتباط برقرار مى‌كنند. اين وضعيت خواب در ميان اشخاص مختلف بسيار متداول است و در زنان نسبت به مردان دو برابر

افزايش مى‌يابد.

 

خوابيدن به حالت صاف‌:

اغلب كسانى كه به پهلو و حالت صاف مى‌خوابند و دست‌هايشان نيز به حالت صاف در كنارشان قرار دارد، افرادى اجتماعى هستند كه خيلى زود به غريبه‌ها

اطمينان مى‌كنند اگرچه ممكن است گول بخورند.

 

خوابيدن به حالت نيمه‌خميده‌:

كسانى كه به پهلو مى‌خوابند در حالتى كه تنه‌شان كمى ‌به سمت جلو خم شده و دست‌هايشان هم كشيده و در جلوى صورت‌شان قرار دارد، به‌طور معمول

آدم‌هاى رك و در عين حال شكاك و عيب جو نيز هستند. آنها خيلى دير تصميم مى‌گيرند اما وقتى تصميم گرفتند، هرگز آن را عوض نمى‌كنند.

 

خوابيدن به حالت طاق‌باز‌:

كسانى كه به پشت مى‌خوابند در حالى كه دست‌هايشان در كنارشان قرار دارد اغلب اشخاصى آرام و محتاط هستند. آنها هياهو و سروصدا را دوست ندارند اما استاندارد‌هاى بالايى را براى خود و ديگران تعيين ميكنند.

 

خوابيدن روى شكم‌:

معمولا كسانى كه به حالت دمر مى‌خوابند، دست‌هايشان هم روى بالش است و سرشان به يك طرف قرار دارد، از جمله اشخاصى هستند كه اغلب اجتماعي، بى‌پروا و گاهى پررو هستند. آنها از انتقاد خوش‌شان نمى‌آيد و افراط را دوست ندارند.

 

خوابيدن به پشت‌:

كسانى كه به حالت طاق‌باز مى‌خوابند و دست‌هايشان را روى بالش مى‌گذارند، به‌طور معمول دوستان خوبى براى خود پيدا مى‌كنند، زيرا آنها هميشه آماده شنيدن حرف‌هاى ديگران هستند و درصورت نياز به آنها كمك مى‌كنند.

 

در اين تحقيقات همچنين مشخص شد كه‌ اين شش حالت خواب بر سلامت اشخاص نيز تاثير مى‌گذارد. به عنوان مثال خوابيدن به حالت دمر در حالى كه دست‌ها روى بالش قرار دارد، براى گوارش مفيد است.

 

در حالى كه طاق‌باز خوابيدن به حالتى كه دست‌ها روى بالش قرار داشته باشد يا در كنار بدن باشد موجب خرخر كردن و خواب بد شبانه مى‌شود. خوابيدن به پهلوى چپ نيز موجب استرس بيشتر اندام‌هاى درونى از جمله كبد و ريه‌ها مى‌شود. طاق‌باز خوابيدن به حالت صاف نيز موجب فراهم شدن فضاى بيشترى براى تنفس اندام‌هاى درونى شما مى‌شود و وقتى شما از خواب بيدار مى‌شويد احساس بهترى خواهيد داشت.گفتنى است از آنجايى كه وضعيت خواب بيشتر اشخاص در طول شب تغيير نمى‌كند، بنابراين نحوه خواب آنها مى‌تواند مسايل بسيارى را در خصوص شخصيت آنها بگويد..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:56 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
برای آنكه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید.
در عوض، می‌توانید از برخی از تله‌هایی كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌های پیوند‌دهنده بین شما را سست و ضعیف كند، دوری كنید. در اینجا راهنمایی كوچكی در مورد عادات بدی كه كاملا باید كنار بگذارید ارائه می‌دهیم!

1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شكی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن كنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یكدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید كه وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یكدیگر باخبر شوید. تنها چاره كار این است كه این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنكه در این كار زیاد سخت‌گیری نكرده باشید‌، می‌توانید موافقت كنید كه در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.

2- خانه‌نشینی

به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نمی‌روید! مگر درهای آن رستوران دنج و كوچكی كه آن‌قدر عاشق‌اش بودید‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هایی كه با هم به سینما می‌رفتید و به بگومگوهای پرشور و حرارت می‌پرداختید چی شد؟ و حالا فقط ماهی یكبار آن‌هم فقط برای دیدن دوستان بیرون می‌روید و احتمالا آنها هم برای بازدید پیش شما می‌آیند. دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیك خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یكدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا كه به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، از پولی كه برای مالیات آن كنار می‌گذاشتید، برای گردش و بیرون رفتن استفاده كنید!

3- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر كار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلكه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ كه حقیقتا جز خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها كافی‌است كه كار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود كه از آن در خانه حرف می‌زنید. بس كنید! سعی كنید به حد كافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام كمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنكه توجه بیشتری به یكدیگر داشته باشید، هر ازگاهی كار را از یاد ببرید.

4- رسیدگی به وضع ظاهر

فكر نكنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشتركتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! دست از شلختگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نكنید، از ریخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداری كنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌كنید خود را به بهترین شكل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید كه حضور او و تاثیری كه بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

5- بی‌توجهی

یكی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه كردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زمانی‌كه همسرتان آرایشگاه رفته و یا كت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌كه او را شیك و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌كه او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف كنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جین كردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترك براساس اعتمادی
دو جانبه بنا می‌شود. شك و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد!

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه كه در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانید زمانی‌كه این تفاهم به حد كافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نكنید. چنانچه احساس می‌كنید كه همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته كم‌كم خسته می‌شود به او اصرار نكنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همكاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌كند.

8- نبود برنامه

تشكیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های كوتاه‌مدت (مكانی كه تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینكه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فكر كنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌كند!

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از كمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یكدیگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یك از طرفین به حرف‌های یكدیگر گوش نمی‌دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح كنید و سعی كنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یك روان‌درمانگر كمك بگیرید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 10:30 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |


 


شيوه دوش گرفتن اشخاص مي‌تواند اطلاعات زيادي را در خصوص نوع شخصيت‌تان بگويد. براي بعضي‌ها ممكن است تنها پنج دقيقه زمان لازم باشد اما براي بعضي ديگر اين زمان به بيش از 20 دقيقه مي‌رسد. استيون اسكچر، روان‌شناس آمريكايي معتقد است هر كاري كه ما انجام مي‌دهيم بازتابي از شخصيت واقعي ما است و حمام نيز جايي اختصاصي است كه ما در آنجا آزاد هستيم تا خودمان باشيم بنابراين عادات حمام كردن مي‌تواند حاوي اطلاعات مفيد شخصيتي باشد.



حمام نتيجه‌گرايان


معمولا حمام كردن افراد فعال 6 تا 10 دقيقه طول مي‌كشد. ليف زدن، شامپوي سر، آبكشي موها و سپس ماموريت تمام مي‌شود. اگر در اين گروه قرار داريد ويژگي شما اين است كه هميشه در انجام كارها به دنبال يافتن راه حل سريع و مناسب هستيد. شما دقيقا مي‌دانيد كه چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد و كار خود را با كيفيت انجام مي‌دهيد. شما فردي هدف‌گرا هستيد و شخصيتي از نوع شخصيت A داريد. افراد داراي اين شخصيت افرادي هستند كه خونسرد نيستند، زمان برايشان بسيار مهم است، بعضي مواقع در ارتباط با موقعيت خود احساس عدم امنيت مي‌كنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند كار را با هم انجام مي‌دهند و معتاد به كار مي‌شوند و كمترين تاخير در انجام كارها هم آنها را ناراحت مي‌كند.

حمام نمايشي‌ها


حمام جايي است كه شما از قيد و بندهاي خود رها مي‌شويد و درون خود را آشكار مي‌سازيد. مثلا گاهي ممكن است شما وانمود كنيد كه بطري شامپو ميكروفون است و صداي شرشر آب صداي كف زدن و تشويق است. شما در روياي اجراي يك نمايشنامه هستيد و تنها مي‌توانيد پشت درهاي بسته آن را به نمايش بگذاريد. به گفته اسكچر اين گونه افراد شخصيت جالبي دارند، اما پشت درهاي بسته بيشتر احساس امنيت مي‌كنند.

حمام در جستجوي آرامش


شما حمام كردن را بيش از حد طبيعي دوست داريد، چون حمام كردن به شما انرژي را كه مي‌خواهيد مي‌دهد. درست مانند اين است كه شما بخواهيد دوباره خود را شارژ كنيد. براي شما حمام كردن مثل نوشيدن يك فنجان قهوه است در اين صورت شما از جمله افرادي هستيد كه هميشه نياز به نيروي كمكي از بيرون دارند. چه اين نيروي كمكي والدين‌تان باشد يا معلم‌تان يا رئيس‌تان. شما هيچگاه خودتان شروع نمي‌كنيد اما با كمك ديگران مي‌توانيد به هدف برسيد.

حمام خيالبافان


شما چه به فكر ثبت اختراعي باشيد يا فكر حل مشكلات روزمره خود باشيد، اگر خيالباف باشيد، از آن دسته افرادي هستيد كه مشتاق هستند زماني را به تفكر اختصاص دهند. شما آدم خيال بافي هستيد و اين خيال‌بافي را بيشتر زير دوش انجام مي‌دهيد. حمام براي شما جايي است كه به روياهايتان فكر مي‌كنيد و البته در برخي افراد بهترين افكار در حمام به ذهن آنها خطور مي‌كند.

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:49 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
از تخم مرغ تا كباب!

 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:59 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
معمولا هيچ كس به ما چگونه دست دادن را نمي‌آموزد اما اگر دقت كرده باشيد،‌ خانمها و آقايان به اشكال متفاوت دست مي‌دهند. حتي اين تفاوتها در شغلها و شخصيت‌هاي مختلف و حالات روحي متفاوت نيز قابل مشاهده است.


ـ هنگامي كه خانمها مي‌خواهند احساس صادقانه خويش را بخصوص در مواقع بحراني زندگي نسبت به خانمهاي ديگر ابراز كنند، با يكديگر دست نمي‌دهند بلكه دستهاي فرد مقابل را به نرمي در دستهاي خود گرفته و با حالت چهره، همدردي عميق خود را بيان مي‌كنند.


ـ اگر كف دست فردي در حين دست دادن، روي دست فرد ديگري قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل به تسلط و اعتماد به نفس او و همچنين علاقه به كنترل رابطه از سوي اوست، برعكس اگر كف دست فردي زير قرار گيرد، نشان دهنده تمايل آن فرد به تحت سلطه بودن و واگذاري حق تصميم گيري شخصي به فرد مقابل است.
علاوه بر آن، وقتي فردي در موقع دست دادن، دست خود را بالاتر از حد معمولي (در حد كمر) قرار دهد، نشان از تكبر و حالتهاي رياست مابانه وي دارد.


ـ كف دست عرق كرده و خيس نشان دهنده دلهره و نوعي هيجان غير عادي است. اگر كف دست شما زياد عرق مي‌كند، به احتمال زياد، شخصيت نگران و مضطربي داريد. به خاطر داشته باشيد كه اگر اين گونه‌ايد، حتماً دستهايتان را قبل از دست دادن با ديگران خشك كنيد.ناگفته نماند كه برخي بيماري‌ها نيز در كف‌ دستهاي شما علائمي ويژه ايجاد مي‌كنند. در بيماري پركاري غده تيروئيد، كف دستها مرطوب و گرم مي‌شود و در موقع اضطراب كف دستها مرطوب و سردند.


ـ سست و شل دست دادن بيانگر شخصيتي سرد، درون‌گرا و احتمالاً متكبر است.


ـ بيش از حد محكم دست دادن نيز به همين اندازه، ناراحت كننده و خارج از عرف است، بويژه در نخستين ملاقاتها بايد از هر دو اين موارد بپرهيزيم.


ـ اما دست دادن با شغل افراد هم ارتباط دارد. به طور مثال، بسياري از ورزشكاران هنگام دست دادن، نيرو و قدرت خويش را كنترل مي‌كنند، در نتيجه به آرامي دست مي‌دهند، هنرمندان چيره‌دست و ماهر، نوازندگان و جراحان نيز مراقب دستهاي خود بوده و به آنها حساسند و در محافظتشان مي‌كوشند.
آداب و رسوم دست دادن در كشورها و فرهنگهاي مختلف متفاوت است...


ـ فرانسوي‌ها درست مثل ما به هنگام ورود و خروج دست مي‌دهند، ولي آلماني‌ها تنها يك بار دست مي‌دهند.


ـ برخي از آفريقايي‌ها پس از هر بار دست دادن، بشكن مي‌زنند كه حاكي از رهايي و آزادي است. مردم برخي از كشورها هم دست دادن را خوب نمي‌دانند. آمريكايي‌ها خيلي محكم دست مي‌دهند كه احتمالاً از رقابتهاي سنگين جسمي مانند كشتي سرخ‌پوستان نشات گرفته است.


ـ تماس كامل دو كف دست، بيانگر صميميت و حاكي از يكرنگي و يكي بودن است كه اين معنا امروزه بيشتر متداول است.شايد از نظر شما، نوع دست دادن افراد با يكديگر بيان كننده چيز خاصي نباشد اما واقعيت اين است كه بسياري از مردم كه كمي بيشتر با اين مسائل آشنا هستند، حتي با حركت يك ابرو يا نوع دست دادن،‌ شخصيت طرف مقابل خود را تا حدي شناسايي كرده و بر مبناي آن براي انجام كاري برنامه‌ريزي مي‌كنند.


با دانستن اين نكات مي‌توان، مبناي دوستي‌هاي آينده را شكل داد و تشخيص داد كه آيا اين دوستي‌ پابرجا خواهد بود يا خير؟ بويژه اين دانستني‌ها در مواجهه با افرادي كه براي بار اول با آنان روبرو مي‌شويد، بسيار مهم است و مي‌تواند در ديدگاه شما از آن شخص براي آينده بسيار موثر باشد.


اكنون ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه چنين بحثهايي مي‌توانند جايگاه ويژه‌اي داشته باشند و با كمي دقت، مي‌توان نكات بسياري را از آنها آموخت.


به هر حال، دست دادن شكل تكامل يافته‌اي از ارتباطات غير كلامي است كه طي ساليان سال به نمادي جهاني در ارتباطات بدل شده است.

در حال حاضر، چنين برداشتهاي روان شناسانه‌اي بسيار طرفدار پيدا كرده است چرا كه خيلي وقتها، اين نوع ارتباطات، بهتر مي‌توانند بيان كننده احساسات دروني شما باشند

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:26 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
افسردگي يا به عبارتي سرماخوردگي رواني، از جمله شايع‌‌ترين اختلافهاي رواني در سطح دنياست كه بايد علل پيدايش و روشهاي پيشگيري و درمان آن را شناخت!


افسردگي

افسردگي، دامنه وسيعي از حالتهاي عاطفي و ذهني، از غمگيني و ضعف نفس گرفته تا ناتواني احساس و رفتار خودكشي گرايانه را در برمي‌گيرد و ممكن است در واكنش‌ نسبت به وقايع بيروني، مانند مرگ يك عزيز يا بدون هيچ دليل ظاهري اتفاق بيفتد كه حالت اول، افسردگي واكنشي و حالت دوم، افسردگي باليني ناميده مي‌شود.


ويژگي‌هاي باليني افسردگي در زنان

از نظر روان‌شناسان و روان‌پزشكان، اساساً ويژگي‌هاي باليني افسردگي به دو دسته تقسيم مي‌شوند:


1
ـ ويژگي‌هاي رواني

افت خلقي كه با ناخشنودي عادي تفاوت دارد، از دست دادن علاقه نسبت به هر چيزي كه به طور عادي لذتبخش بوده است يا فقدان احساس لذت، از ويژگي‌هاي اختلال افسردگي است. نشانه‌هاي رواني وحشت، اضطراب و حمله‌هاي وحشت گونه نيز مي‌تواند از جمله موارد و ويژگي‌هاي رواني افسردگي تلقي شود.


2
ـ ويژگي‌هاي جسماني

الف) اختلال خواب همراه با سحرخيزي
ب) يبوست
ج) خستگي و بي‌حالي عمومي
د) قاعدگي نامنظم در خانمها
ر) نوسان روزانه خلق و خوي و رفتار
ه) بي‌اشتهايي كه به كاهش وزن منجر مي‌شود




عوامل به وجود آورنده

1
ـ عوامل زيستي 2ـ عوامل رواني 3ـ عوامل اجتماعي

بررسي مقايسه‌اي ميزان شيوع افسردگي در زنان و مردان نشان مي‌دهد، احتمال ابتلا به افسردگي در ميان زنان آمريكايي حداقل دو برابر مردان همين كشور است!
به طور متوسط، از هر ده زن، دست كم يك نفر به افسردگي مبتلاست و يك سوم زنان به دلايل مختلف، در طول زندگي خود، ممكن است دچار افسردگي باليني شوند، در صورتي كه اين ميزان در ميان مردان يك نهم است. اين اختلاف نه تنها در ايالات متحده آمريكا و كانادا يا در اروپاي غربي بلكه در تمام دنيا حتي كشورهاي آسيايي نيز ديده شده است!


چرا زنان به افسردگي مبتلا مي‌شوند؟

اينكه چرا زنان تا اين حد مستعد ابتلا به افسردگي هستند، موضوع بسياري از نظريه‌هاي مختلف و تحقيقات روان‌پزشكان و روان‌شناسان است.

بعضي از روان‌شناسان فمينيست (مدعي حمايت از حقوق زنان) معتقدند كه در درك افسردگي زنان، مسائل ميان فردي و روابط بين افراد مهمتر از مسائل زيستي و وراثتي است. طرفداران رويكرد «رواني ـ اجتماعي»‌ افسردگي را واكنشي در برابر استرسها در طول زندگي مي‌دانند كه اساساً رابطه زنان با كار، محيط خانواده و تغييرات در سلامتي را شامل مي‌شود.


ديدگاه زنان درباره افسردگي

زنان عموما از سنين اوليه زندگي خود تلاش مي‌كنند تا ارتباط خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ نمايند. به علاوه به علت نابرابري‌هاي موجود در سطح جامعه بين دو جنس زن و مرد، براي زنان دشوار است كه هم با ديگران ارتباط پايدار برقرار كنند و هم از خود دروني يا خود واقعي خويش مراقبت نمايند.

ممكن است افسردگي به اين علت ظاهر شود كه زنان احساس مي‌كنند نمي‌توانند در روابطشان با ديگران خودشان باشند و بايد به شكل فرد ديگري از خودشان درآيند!


سنين مختلف شيوع افسردگي در زنان

افسردگي عمدتاً در ميان زنان 18 تا 24 ساله بيشتر شيوع دارد.

زناني كه به اجبار ازدواج كرده‌اند، نسبت به زنان ازدواج نكرده يا زناني كه از همسرشان راضي هستند، بيشتر دچار افسردگي باليني مي‌شوند! داشتن فرزند و نگهداري از او كه در اين گروه سني رايج است به تنهايي عاملي براي افزايش احتمال ابتلا به افسردگي است.


يكي از جنبه‌هاي ارتباط احتمالي بين افسردگي، ازدواج و كودكان، مي‌تواند اين باشد كه زنان احساس مي‌كنند و عملاً نيز تجربه مي‌كنند كه به سبب مسووليتهاي خانوادگي تحت فشار هستند.

مشكلات مربوط به ناباروري در اواخر دهه‌هاي بيست و سي زندگي‌، بسياري از زنان را در سراشيبي ابتلا به افسردگي قرار مي‌دهد.
افسردگي پس از زايمان معمولا طي شش هفته نخست پس از زايمان آغاز مي‌شود و با خلق پايين و اضطراب قابل توجه، بويژه درباره سلامتي و تغذيه نوزاد همراه است. به دنبال 10 تا 15 درصد از زايمانها، افسردگي قابل توجه باليني ديده مي‌شود.
طلاق در همه گروه‌هاي سني رويدادي نامطلوب و غير قابل تصور است. زناني كه در دوره پيش از يائسگي قرار دارند، مي‌توانند دچار افسردگي شوند. افسردگي شايعترين مشكل رواني زنان مسن است. در اكثر مواقع افسردگي يك زن سن بالا، زماني تشخيص داده مي‌شود كه او به سبب ديگري معمولاً به دليل بيماري‌هاي جسماني به پزشك مراجعه مي‌كند.

گاهي نيز افسردگي به تنهايي عامل بروز مشكلات جسماني مي‌شود، بدون اينكه فرد به افسرده بودن خود پي برده باشد.


روشهاي درمان افسردگي زنان

معمولا افسردگي يا تركيبي از روان درماني و دارو درماني درمان مي‌شود. از جمله روشهاي درماني مي‌توان به :

روان درماني كوتاه مدت درمان شناختي يا روان درماني شناختي مشاوره خانوادگي، درمان دارويي (داروهاي ضد افسردگي)، مشاوره زناشويي، خانواده درماني و ... اشاره كرد.


كلام آخر اينكه ...

اميدواريم روزي فرا برسد كه هميشه انسانهايي بشاش، شاداب، با انرژي، مثبت انديش و سالم از نظر رواني و جسماني در جامعه‌مان داشته باشيم و بتوانيم روز به روز به فرداهايي روشن‌تر و زيباتر بنگريم و زير سايه سار مهرباني، گذشت و عشق، زندگي‌مان را سرشار از شادكامي و موفقيت سازيم.


محمدرضا دژكام روان شناس، مشاور ازدواج و خانواده (عضو انجمن روان‌شناسي ايران)

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 11:38 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
مي گفت :

كودكان به ملكوت نزديكترند


33crh29.jpg



65.jpg

 

2v2h27o.jpg




30mbww4.jpg



33adulc.jpg

 

baby.jpg




48bz3oo.jpg

348ot4n.jpg

4bzqmg3.jpg
                                                       

دوران پاك كودكي....


كاش يه روزي قلبمون مثل بچه ها پاك و صاف بشه
نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:53 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |


1ـ در صورت امكان، اول ببينيد كه چه مشكل و مسئله‌اي موجب عقب نگه‌داشتن شما شده است. معمولا آن مشكل كوچكتر از آن چيزي است كه فكر مي‌كرديد و ساده ‌تر از آن چه كه فكر مي‌كرديد هم مي‌توانيد از عهده آن براييد. اين مشكل هر چه كه باشد، تا زمانيكه راهي براي گذشتن از آن پيدا نكرده‌ايد، نبايد تسليم شويد.


2ـ حالا به اهميت آن مشكل يا هدف فكر كنيد. آيا مي‌توانيد ناديده‌اش بگيريد؟ آيا كس ديگري هست كه بتواند براي حل آن به شما كمك كند؟ آيا مي‌توانيد آنرا فراموش كنيد و در عوض به دنبال يك رويكرد ديگر باشيد؟ آيا حس مي‌كنيد كه خيلي كمال‌گرا شده‌ايد؟


3ـ بعضي از آنهايي كه فكر مي‌كنند «تنبل» هستند، افسردگي‌ها و ناراحتي‌هاي دوران كودكي خود را دوباره شكل مي‌دهند و زنده مي‌كنند هيچ نيازي به فرو رفتن در گذشته نيست. اما اگر احساس روزمرگي مي‌كنيد، فعاليتتان را بالا ببريد، يك كار تازه شروع كنيد و به خودتان بگوييد با وجود آن عادت قديمي، الان مي‌توانم از جايم بلند شوم و فرد مفيدي باشم.


4ـ تصميم به شروع كار بگيريد و خواهيد ديد كه خيلي راحت در جريان تمام كردن آن قرار خواهيد گرفت.
5ـ كاري كه در دست داريد هر چه كه باشد، يك قدم به عقب برداريد، ريلكس شويد و كاري كه در مقابلتان است را يك كار خيلي كوچك و ساده ببينيد بعد آنرا به مراحل كوچك‌تر و قابل كنترل‌تر تقسيم كنيد. فقط روي يك كار تمركز كنيد نه كل مشكل.


6ـ با گفتن «من مي‌خواهم اين كار را انجام دهم؛ همين الان مي‌خواهم اين كار را بكنم! پس الان دست به كار مي‌شوم و استراحت را براي بعد مي‌گذارم.» خودتان را روي غلطك بيندازيد. اين جمله را بلند به زبان بياوريد و خواهيد ديد كه خيلي زود خود را مشغول انجام آن كار مي‌بينيد.


7ـ به پايان رساندن مراحل كوچك احساس خيلي خوبي در شما ايجاد مي‌كند. با خودتان بگوييد «آفرين. احسنت. همينطور تا آخر ادامه بده.» كار كردن به سمت مقاصد و اهداف كوچك رمز موفقيت است. موفقيت‌هاي بزرگ از چندين و چند موفقيت هاي كوچك پشت سر هم به دست مي‌آيند.


8ـ يادتان نرود كه براي موفقيت‌هاي كوچكتان به خودتان پاداش بدهيد. اگر تصميم گرفته‌ايد كاري را انجام دهيد كه روز قبل انجام نمي‌داديد، مطمئن باشيد كه نياز به يك پاداش خوب داريد. براي اتمام هر كار بايد به خودتان جايزه بدهيد تا انگيزه ادامه راه را پيدا كنيد.


9ـ اينجا تسليم نشويد. روي غلطك افتادن خيلي سخت است پس وقتي روي غلطك افتاديد به اين راحتي از روي آن بلند نشويد و پشت سر هم هدف‌هاي مختلف را دنبال كنيد. هر چه بين موفقيت‌هاي وقفه بيشتري باشد، شروع دوباره برايتان دشوار خواهد بود. اما هر چه زودتر هدف بعدي را شروع كنيد، اعتماد به نفستان بالاتر بوده و همين اعتماد به نفس باعث مي‌شود احساس كنيد كه هر كاري از عهده‌تان برمي‌آيد.


10ـ انگيزه پيدا كردن يك چيز است، اما نگه داشتن آن وقتي در طول مسير شرايط دشوار مي‌شود، چيز ديگري است. هر چه بيشتر از مشكلات دوري كنيد، تسليم شدنتان راحت‌تر خواهد بود. اما چطور بايد از چاله چوله‌هاي بين راه بگذريد؟ مداوم با خودتان بگوييد، «من واقعا مي‌خوام كه از اين موقعيت عبور كنم. حتما بايد به اين مشكل غلبه كنم.» اين جمله را آنقدر تكرار كنيد كه ديگر هيچ ميلي به تسليم شدن نداشته باشيد.


11ـ تا زمانيكه آمادگي يك استراحت و توقف كوتاه را پيدا نكرده‌ايد، دست نگه داريد. و وقتي براي استراحت نشستيد، براي برگشتن دوباره به سمت كارتان زمان تعيين كنيد. در زمان استراحت مي‌توانيد كتاب بخوانيد، با دوستانتان تلفني صحبت كنيد و...


12ـ براي خودتان هدف‌هاي بلند مدت تعريف كنيد. اگر براي خود هدفي داشته باشيد، چيزي داريد كه به سمت آن حركت كنيد. هدف‌هاي بلند پروازانه براي خود انتخاب كنيد كه حسابي انگيزه دهنده باشند. تصور كنيد كه واقعا دنبال چه هستيد. هدف‌هاي پست چندان انگيزه‌اي به شما نخواهد داد. هدفتان مي‌تواند پس انداز كردن براي خريد خانه، يك اتومبيل نو، يا برآورده كردن روياهايتان باشد. ليستي از كارهاي روزانه درست كنيد كه هم شامل كارهاي بزرگ و هم كوچكي كه بايد انجام دهيد باشد. اين ليست را اولويت‌بندي كنيد.
13ـ همچنين ليستي از همه چيزهاي كوچكي كه مي‌خواهيد تهيه كنيد: لباسهاي جديد، يك CD player، مبلمان نو براي خانه. اگر اهداف كوچكتان مدام در ذهنتان باشد بيشتر به سمت برآورده كردن آنها حركت خواهيد كرد.


نكات


از قوه تخيلتان استفاده كرده و فرشته و شيطان روي شانه‌هايتان را تجسم كنيد. اگر با همين تجسم كارها را دنبال كنيد، فرشته خيلي خيلي بيشتر از شيطان در كارها موفق خواهد شد.


اگر كار نمي‌كنيد يا لازم نيست كه اول صبح از خانه خارج شويد، ساعتتان را براي صبح زود كوك كنيد، مثلا براي 7 صبح. دوش بگيريد، لباس بپوشيد و كاملا سرزنده و سرحال از اتاق بيرون برويد. هميشه طوري لباس بپوشيد كه انگار مي‌خواهيد از خانه بيرون برويد. تختتان را بلافاصله بعد از بيدار شدن مرتب كنيد.


رژيم غذايي سالمي را دنبال كنيد. تنقلات و غذاهاي فست فود مواد مغذي لازم را به بدنتان نمي‌رسانند.


ورزش كنيد چند روز در هفته براي پياده‌روي يا دويدن بيرون برويد و خيلي زود خواهيد ديد كه سرحال‌تر و بشاش تر از قبل هستيد. ورزش كردن انگيزه زيادي به شما مي‌دهد و از تنبلي دورتان مي‌كند.


در طول روز به اندازه كافي آب بنوشيد تا بدنتان بي‌آب نشود.


هر شب به اندازه كافي بخوابيد تا بتوانيد صبحها راحت از خواب بيدار شويد. بر حسب ميزان فعاليت و سنتان، به بين 10 (نوجوانان) تا 5 (ميانسالان) ساعت خواب نياز داريد.


از مصرف زياد شكر و مواد غذايي كه حاوي فروكتوز بالا هستند خودداري كنيد چون اين مواد غذايي باعث مي‌شود كه بدنتان به جاي چربي، قند بسوزاند. همچنين قندهاي غيرطبيعي (بدون فيبر) انرژي شما را براي يك مدت كوتاه بالا مي‌برد اما بعد قند خونتان پايين آمده و دوباره احساس خستگي و گرسنگي خواهيد كرد.
سعي كنيد تا حد امكان كمتر تلويزيون تماشا كنيد.


يك كپي از اهداف يا برنامه‌ روزانه‌تان را در قسمت‌هاي مختلف خانه نگه داريد. يكي روي يخچال، يكي روي پاتختي، يكي كنار كامپيوتر، يكي كنار آينه دستشويي، يا حتي روي در اتاق خواب.


هشدارها


اگر فكر مي‌كنيد تنبل هستيد اما ديگران اينطور فكر نمي‌كنند، تلاشتان را بيشتر نكنيد. اينكار فقط استرس بيشتري بر شما وارد مي‌كند و هدفتان را مختلف مي‌كند.
اگر توصيه‌هايي كه در بالا ذكر شد سطح فعاليت شما را بالا نبرد يا روحيه تان را تقويت نكرد، احتمالا دچار نوع حادتري از افسردگي هستيد.


همه آدمها در يك نقطه از زندگي خود دچار افسردگي مي‌شوند كه معمولا به خاطر موقعيتها يا شرايط ناراحت كننده است و اكثرا بعد از چند روز از آن بيرون مي‌آيند. اما اگر افسردگي شما بيش از دو هفته ادامه پيدا كرد يا مشاهده كرديد كه در كار يا درستان اخلال ايجاد كرده است، حتما بايد از متخصص كمك بگيريد تا مطمئن شويد كه مشكل پزشكي خاصي نداريد و تحت درمان مناسب قرار مي‌گيرد.

استاد سيما نجومي
منبع: ماهنامه بهار زندگي

نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:42 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

شناسايي شخصيت آدم‌ها از روي ميوه‌ها

آيا مي‌دانيد كه مي‌توانيد از روي ميوه‌هاي انتخاب شده شخصيت آدم‌ها را شناسايي كنيد و براساس ميوه‌هاي موردنظر ‌بگوييد كه شرايط روحي و رواني اشخاص مختلف چگونه است؟ ‌

پرتقال: از بين ميوه‌ها اگر پرتقال ميوه محبوب شماست، شما آدمي پرقدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و‌با متانت، اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سخت كوش، پرتلاش و كمي خجالتي هستيد؛ اما در ‌دوستي مي‌توان به شما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده و با تمام وجودبه آنها عشق مي‌ورزيد و از ‌درگيري و تنش به هر قيمت پرهيز مي‌كنيد. ‌

سيب: ‌چنانچه سيب ميوه محبوب شماست، فردي اسراف‌كار و بسيار رك‌گو هستيد. اگرچه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان‌دهنده ‌و مدير نباشيد، اما مي‌توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد، تيم را به موفقيت‌هاي بزرگ مي‌رسانيد. در بيشتر ‌موقعيت ‌ها مي‌توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد؛ شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت مي‌بريد. زماني كه با ‌شريك زندگي خود به سر مي‌بريد، جذاب و خونگرم به نظر مي‌آييد و به شدت عاشق زندگي به مفهوم واقعي آن هستيد.

‌‌آناناس: ‌اگر آناناس ميوه‌ مورد علاقه‌ شماست، بسيار سريع تصميم مي‌گيريد ‌و سريع‌تر از آن عمل مي‌كنيد. در تغيير شغل و خطر ‌كردن در زمينه‌ اجتماعي شجاع و بي‌باك هستيد. شما داراي يك توانايي ‌‌استثنايي در مديريت مي‌باشيد و نمي‌گذاريد كار ‌‌روي دستتان بماند. ‌‌دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد، معمولا خيلي سريع با ديگران ‌ارتباط دوستانه برقرار نمي‌كنيد، ولي به محض انجام ‌اين كار دوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي‌داريد. به ندرت به دنبال زندگي رمانتيك مي‌رويد و شريك شما غالبا به ‌واسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي‌گيرد، اما از توانايي شما ‌در نشان دادن اين احساسات نااميد است. ‌‌ ‌

موز: ‌‌ ‌عاشقان موز افرادي دوست داشتني، آرام و طبيعتا گرم و با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي ‌‌بودن در رنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء‌استفاده كرده و ‌‌سعي مي‌كنند به اين وسيله براي خود ‌موقعيت‌هاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه‌ها هستيد و اين عشقبه خاطر زيبايي جسمي و ‌‌‌روحي اوست! به خاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است. ‌

‌نارگيل: ‌دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي، بافكر و باشعور هستند. شما از روابط اجتماعي لذت مي‌بريد و به ويژه روي ‌همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه به نظر آييد، اما لزوما چنين صفتي در شما ‌برجسته نمي‌شود. شما فردي سريع الانتقال، آگاه و گوش به‌زنگ هستيد كه در زمينه‌ شغلي هميشه در بالاترين رده قرار ‌داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي‌دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله ‌دخالت نمي‌دهيد. ‌

گيلاس: ‌چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست، زندگي هميشه به شيريني كه در نظر ‌داريد خود را به شما نشان نمي‌دهد. فراز و فرود ‌در زندگيتان زياد است، به ويژه در موقعيت‌هاي حرفه‌اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه‌اي كمي پول به دست مي‌آوريد ‌و نه به مقدار زياد. ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هستيد. شما شريكي صميمي و وفادار مي باشيد، اما ‌اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده‌اي نيست. خانه‌تان براي شما به ‌منزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشتر از اين ‌دوست نداريد كه در منزل باشيد و دوستان، آشنايان و افراد خانواده، شما را ‌دوره كنند. ‌

انگور سياه: ‌به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد، اما گاهي اوقات سريعو به ‌شدت عصباني مي‌شويد، هر چند به همان سرعت نيز ‌‌ ‌عصبانيت شما فروكش مي‌كند. از زيبايي‌ها به هر شكلي كه باشد، لذت ‌مي‌بريد. بسيار محبوب و موردعلاقه ديگران هستيد ‌و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست. شور، شوق و علاقه وافري به ‌زندگي داريد و ازهر كاري كه مي‌كنيد، لذت ‌مي‌بريد؛ اعم از لباس پوشيدن، خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام ‌شور و علاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام ‌چيزي كه به او هديه مي‌دهيد، لذت ببرد! ‌

هلو: ‌درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت مي‌بريد. فردي رك گو بوده و ‌روشي دوستانه داريد. در بخشش و در فراموش ‌كردن نظير نداريد و براي دوستي‌ها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس ‌استقلال‌طلبي در شما بسيار قوي مي‌باشد و اين امر‌ ‌از شما فردي راستگو ساخته است. ‌عاشقي ايده‌آل، صبور، صميمي و يكرنگ هستيد. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد. ‌

‌گلابي: ‌چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي‌كنيد، مي‌توانيد آن را با ‌موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه ‌تلاش‌هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه‌هاي مفيد ذهني لذت برده و ‌دنباله‌رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر مي‌رسيد و ‌در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه به دنبال شريك ‌زندگي هستيد به هوش سرشار، ديد وسيع و دل ‌دريايي‌اش اهميت مي‌دهد.

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 17:45 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

یک عکس دیدنی
 
 
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 17:22 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می‌توان عنوان نمود:
* زنان تشریفات را دوست دارند.
* مردان کمتر تشریفاتی هستند.
* زنان، رابطه‌گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می‌دهند.
* مردان، هدف‌گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.
* زنان نفوذ همسران خود را راحت‌تر می‌پذیرند.
* مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می‌دهند.
* ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.
* مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می‌شوند.
* زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می‌دهند تا رنج روحی.
* مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهند.
* زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
* مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی‌ها آماده می‌سازند.
* مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
* پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه‌اش موفق‌تر باشند، بیشتر دوست دارند.
* زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و ... را در نظر می‌گیرند.
* مردان سریع تر و راحت‌تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.
* در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
* مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره‌شان دچار تغییرهای زیادی نمی‌شود.
* زنان هنگامی که اندیشه های غم‌انگیز و ناراحت کننده‌ای دارند، واکنش‌های هیجانی‌تر و احساسی‌تری را نسبت به مردان از خود بروز می‌دهند.
* مردان در برخورد با افکار غم‌انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس‌های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می‌دهند.
* زنان در هنگام گفت و گو، جر و بحث و بگومگوهای مختلف، مسایل منطقی را با عواطف و احساسات خود درهم می‌آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود، بیشتر و قوی‌تر استفاده می کنند.
* مردان در هنگام گفت و شنود، جر و بحث و بگومگوها، بدون اینکه عواطف و احساسات خود را بروز دهند، می‌توانند خویشتن‌دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساسات خود عمل کنند.
* در صحنه زندگی اجتماعی، زنان بیشتر تساوی‌طلب هستند و همدردی، همدلی و ملاطفت بیشتری از خود نشان می‌دهند.
* در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری‌طلب و مبارزه‌جو بوده و برای برتری خود، بیشتر تلاش می‌کنند. مردان بیشتر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیراخلاقی بیشتری از خود نشان می‌دهند.
* احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند.
* مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف هایشان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.
* در جریان زندگی، زنان، بیشتر به گذشته توجه می‌کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند.
* مردان بیشتر به آینده توجه نشان می‌دهند و به راحتی می‌توانند گذشته را فراموش کنند.
* مسایل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیردینامیک هستند. زنان با محافظه‌کاری در حفظ و نگهداری آن می‌کوشند و به طور کلی، بیشتر به نگه داری چیزهای موجود، دلبستگی دارند و نسبت به مردان کمتر ریسک می‌کنند.
* مسایل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیرایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیشتر، تلاش می‌کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جست و جوی پیروزی بیشترند و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیشتر ریسک پذیر هستند.
* زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسایل، از فشار ناراحتی خود می‌کاهند.
* مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسایل خود می‌پردازند.
* زنان شنونده خوبی هستند.
* مردان شنونده خوبی نیستند.
* زنان کارهایشان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و ... به انجام می‌رسانند.
* مردان، کارهایشان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت‌های فراوان، مطمئن و محکم انجام می‌دهند.
* بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می‌شود.
* در نظر یک مرد، پیشنهاد کمک به او، به منزله این است که قدرت انجام کاری که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد، آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می‌نماید.حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد، چرا که مرد تصور می‌کند که خود می‌تواند از عهده کارهایش برآید.
* برای بیشتر زنان، گفت و شنود و همدلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می‌خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.
* برای بیشتر آقایان، گفت و گو وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می‌آید. مرد با بدنش می‌خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.
* مرکز گویش زنان در دو نیمکره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیمکره خود استفاده می‌کنند.
* مرکز گویش مردان فقط در نیمکره چپ مغز قرار دارد و نسبت به مرکز گویش زنان، کوچک‌تر است.
* دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی، 99 درصد صحبت، جامع است.
* پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 4.5 سالگی، 99 درصد صحبت آنان جامع است.
* زنان در برقراری ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی‌تر از مردان عمل می‌کنند.
* مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف‌تر از زنان عمل می‌کنند.
* ارتباط بین دو نیمکره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیشتر از مردان است. زنان بین دو نیمکره مغز، ارتباط بهتری برقرار می‌سازند و توانایی بیشتری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه‌ای در یک زمان را از خود نشان می‌دهند. (در مجالس زنان، همزمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف‌های یکدیگر را هم گوش می‌دهند.)
* ارتباط بین دو نیمکره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه‌ای همزمان، از زنان کمتر است. (در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و بقیه گوش می‌دهند.)
* زنان اندیشه استقرایی دارند و از جزء به کل می‌رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیشتری هستند در تصمیم‌گیری مرددند؛ برای تصمیم‌گیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه‌های خود را قبول می‌کنند.
* مردان با شیوه قیاسی، استدلال می‌کنند و از کل به جزء می‌رسند و خواهان اطلاعات بیشتری هستند، سریعتر تصمیم می‌گیرند و کمتر حاضر می‌شوند به اشتباه‌های خود اعتراف کنند.
* زنان بیشتر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می‌گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق را انتخاب می‌کنند.
* مردان بیشتر از راه چشم (دیدن) عاشق می‌شوند.
* زنان به زندگی عشق می‌ورزند، عشق برای خانم‌ها همه زندگی محسوب می‌شود. زنان به احساس عشق، عنایت بیشتری دارند، همراه با آزاردوستی.
* مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگرآزاری. عشق برای مردان بخشی از زندگی است، مردان به کارشان عشق می‌ورزند و آن را عاشقانه انجام می‌دهند.
* تولید هورمون استروژن (هورمون جنسی زنانه) باعث کمتر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و ... در زنان می‌شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می‌کند.
* تولید هورمون تستسترون (هورمون جنسی مردانه) میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت‌های تند و ... را در مردان سبب می‌شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می‌دهد.
* میل جنسی در زنان کمتر از مردان است. زنان قلب مردان را می‌خواهند.
* میل جنسی در مردان بیشتر است. مردان جسم زنان را می‌خواهند.
* زنان جزئی‌نگر هستند، ماهرانه متوجه آهنگ‌های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت‌ها و تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه‌ها، اندیشه‌ها و روحیه طرف مقابل به خوبی و سریع پی می‌برند؛ راست و دروغ حرف‌های طرف مقابل را به سرعت کشف می‌کنند.
* مردان کلی‌نگر هستند و به جزییات زیاد توجه نمی‌کنند لذا تمایل، احساسات و هیجان‌های طرف مقابل را از چهره‌اش به خوبی درک نمی‌کنند.

* زنان تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می‌آورند.
*
به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی‌گیرد.
*
زنان در به خاطر آوردن چهره ها و اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می‌کنند و کمتر از مردان دچار فراموشی می‌شوند.
*
مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می‌کنند و بیشتر از زنان دچار "آلزایمر" می‌شوند.
*
زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می‌شوند.
*
مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می‌شوند.
*
بر اساس آمار موسسه "هاریس"، فقط 76 درصد از زنان، اعلام کرده‌اند که حاضر هستند با همسر کنونی‌شان ازدواج کنند.
*
بر اساس آمار موسسه "هاریس"، 87 درصد مردان متاهل اعلام کرده‌اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.
*
در یک ازدواج شکست خورده: زنان مسایل جدایی را به طور عمیق احساس می‌کنند، ولی چون رابطه‌گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می‌کنند و همچنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می‌کاهند، در واقع، درد جدایی را کم می‌کنند.
*
در یک ازدواج ناموفق: مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می‌کنند و غمگین می‌شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی‌کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می‌ریزند؛ چون خصوصی‌ترین مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را کمتر با دیگران در میان می‌گذارند، بنابراین ممکن است دچار ناراحتی‌های روحی و روانی شوند و جهت رهایی از فشارهای درونی، به مواد مخدر، الکل و دیگر تسکین دهنده‌ها پناه ببرند و دچار ناراحتی و انواع بیماری‌ها و ... هم می‌شوند.
از مقایسه خصوصیات و ویژگی‌های زنان و مردان، می‌توان نتیجه‌های زیر را به دست آورد:
1-
زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی‌های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می‌کند. به عبارت دیگر، هر کدام کمبودهای دیگری را برطرف می‌سازند، بنابراین اگر با یکدیگر هماهنگ شوند، در بسیاری از موارد، مسایل و مشکلات منطقی‌تر، عاقلانه‌تر و اصولی‌تر برطرف می‌گردند.
2-
وقتی زن و مرد تفاوت‌های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می‌شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می‌کند. بنابراین، آگاهی از ویژگی‌های رفتاری زنان و مردان، در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیشتر و تنش کمتر، موثر می‌باشد.
3-
یکی از علت‌های اصلی ستیزه‌ها و کشمکش‌های دائمی، عذاب‌آور و جان‌فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی‌های خود" ارزیابی می‌کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می‌سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان‌قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. چنین سنجش‌هایی به طور معمول، حس تحقیر یا برتری کاذب به دنبال دارد.
4-
زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی‌تر عمل می‌کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی‌نگری کرده و منطقی‌تر عمل می‌کنند.
5-
در قیاس بین ویژگی‌های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس. برای نمونه: آیا زایمان، رابطه‌گرایی، دوست داشتن تشریفات، محافظه‌کاری در حفظ ثروت ها، کارها را با یک روند تدریجی انجام دادن و ... صفت‌های خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در زنان). آیا مشکلات را در تنهایی و سکوت حل کردن، کمتر تشریفاتی بودن، کلی‌نگری در امور، از راه چشم عاشق شدن، به دنبال مسایل مالی، غیرایستا نگریستن و ... خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در مردان).
منبع: ماهنامه شادکامی و موفقیت

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 10:54 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

عوامل بزرگ مخرب عشق

ـ خشم و انزجار، تكبر و خودبيني، حسادت، خودخواهي، اكراه و بي ميلي، غرور و خودپسندي

ـ خانواده‌هاي يكديگر را محترم نشمردن و در مقابل آنان جبهه‌گيري كردن.

ـ با كلمات و جملات زشت و ركيك چه در حضور ديگران و چه در خلوت همديگر را مورد خطاب قرار دادن.

ـ همديگر را بازخواست كردن.

ـ رازدار يكديگر نبودن.

ـ هنر مذاكره را نياموختن: سعي كنيد هنر مذاكره كردن را بياموزيد چون اين كار كليدي براي گشودن درهاي عشقي ديرپاست. خواسته‌هاي خود را به خوبي با بيان ساده و زيبا براي همسرتان عنوان كنيد.

ـ توجه نكردن، مداوم صحبت كردن، گوش دادن طبق تمايلات، منتظر نبودن براي تكميل صحبت طرف مقابل، به احتمال بسيار زياد وقتي گوش دادن به طور مناسبي انجام نگيرد، تفسير اشتباه رخ خواهد داد.

 ـ زن يا مرد و يا هر دو طرف احساس كنند همسرشان نسبت به وي بي‌توجه شده و يا علاقه‌اش كم شده است. مرد يا زني كه چنين تصوري را دارد احساس بي‌ازشي و پوچي خواهد كرد و حتي ممكن است احساس امنيت خود را نسبت به زندگي مشترك از دست بدهد.

 
اگر ميخواهيد از زندگي مشتركتان لذت بيشتري ببريد به توصيه ما عمل كنيد:

ـ هرگز اجازه ندهيد مشكلات زندگي شما را از همسرتان دور سازد.

ـ نگوييد علاقه‌ام را با رفتارم نشان ميدهم. براي ابراز علاقه بايد از كلمات زيبا و محبت‌آ‌‌ميز استفاه كنيد.

نياز به داشتن هم صحبت و عشق و علاقه ميان هر دو جنس زن و مرد

زندگي واقعي يعني رابطه‌اي سرشار از مهر و محبت ميان زن و شوهري كه به يكديگر اعتماد و علاقه دارند، زن و شوهري كه با شور و شوق به تداوم زندگي مشتركشان فكر مي‌كنند و با همديگر يك رنگ و صادق‌اند.

بسياري از افرادي كه به همسر خود بي‌توجهي نشان مي‌دهند دليل رفتارهايشان را گرفتاريهاي روزمره مي‌دانند در حالي كه ايجاد ارتباط دوستانه و رضايت‌بخش با همسر موجب خواهد شد كه زن و مرد در مقابله با مشكلات قدرت و توان بيشتري داشته باشند. پدر و مادر بايد منشأ افكار درست و اعمال اصولي باشند تا خانواده راستگو و درست كار باشد.

 پدر و مادري كه خود دايم در تضاد و تنش و كشمكش هستند چگونه بايد انتظار داشته باشند فرزندانشان افراد سالم و سليم باشند! در اين ميان و براي جلوگيري از ايجاد اختلاف ابراز علاقه زوجين نسبت به يكديگر بسيار مهم و حياتي است.

 همسران مي‌توانند زنگي بسيار شيرين و لذت‌بخشي داشته باشند به شرط اينكه از داد و ستد عاطفي به شيوه‌هاي قلبي، كلامي و عملي استفاده كنند.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 18:35 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
7‌ ‌اشتباه باور نكردني درباره خواب‌

‌1 - خواب؛ هر چه بيشتر، بهتر: كاش همين‌طور بود! ولي مطالعات نشان مي‌دهد احتمال مرگ زودرس در آنهايي كه بيش از8 ‌ساعت در شبانه‌روز مي‌خوابند،بيشتر است.

2- خوش به حال فلاني، هنوز سرش به بالش نرسيده،خوابش مي‌برد! ‌اتفاقا اين نشان مي‌‌دهد كه فلاني‌،خواب خوبي ندارد.اين كه آدم هنوز سرش به بالش نرسيده خوابش ‌ببرد، يكي از نشانه‌هاي خواب‌آلودگي است كه بايد تحت بررسي قرار بگيرد.مدت زماني كه طول مي‌كشد ‌تا خوابمان ببرد،نبايد كمتر از 5 دقيقه يا بيشتر از30 دقيقه باشد.پزشكان،مقادير كمتر و بيشتر از ‌اين محدوده را غيرطبيعي مي‌دانند.

‌3- چقدر كم مي‌خوابي! همه آدم‌ها حداقل به 8 ساعت خواب شبانه احتياج دارند! ‌هيچ عدد قطعي و واحدي وجود ندارد كه بشود روي آن قسم خورد.ميزان نياز به خواب در افراد مختلف، ‌متفاوت است.به خودتان رجوع كنيد، اگر حس مي‌كنيد كه هر روز بعدازظهر خسته و خواب‌آلود ‌مي‌شويد، بدانيد كه احتمالا الگوي خواب‌تان غلط است.

‌4- چقدر زياد مي‌خوابي، نخبه‌ها فقط روزي 3،‌ 4 ساعت مي‌خوابند! ‌شايد مارگارت تاچر و بيل كلينتون و چند نفر از مشاهير هاليوودي جزء نخستين كساني باشند كه رسانه‌هاي ‌غربي،درباره كم‌ خوابيدن آنها زياد حرف زدند.اما واقعيت اين است كه از نظر پزشكان، اين قبيل افراد ‌معمولا عملكرد بهتري نسبت به سايرين ندارند. كم‌خوابي،سلامت شما را تهديد مي‌‌كند و ‌تمركزتان را پايين مي‌آورد. كم‌خوابي حتي مي‌تواند بيمارتان كند و به سيستم ايمني‌ شما آسيب ‌بزند.

‌5- من خوابم خوب است؛ فقط شب‌ها چند بار از خواب مي‌پرم! ‌به چنين خوابي نمي‌گويند خواب خوب. خوابي خوب است كه تداوم مناسبي داشته باشد.بيدار شدن مكرر ‌در حين خواب از علائم شايع اختلال خواب است و بيشتر آنهايي كه شب‌ها بيش از يك بار از ‌خواب مي‌پرند، به نوعي اختلال خواب دچارند.

6- كم‌‌خوابي فقط يك چاره دارد؛ قرص خواب! ‌‌ تاثير داروهاي خواب‌آور، كوتاه‌ مدت است و كم‌كم بدن به دارو عادت مي‌كند و ديرتر به آن جواب مي‌دهد. از ‌طرفي،اگر بدن به دارو عادت ‌كند؛ قطع آن اوضاع را بدتر مي‌كند. پس براي درمان قطعي، فقط بايد به پزشك ‌مراجعه كرد تا علت اصلي بي‌‌خوابي شناخته و درمان شود.

‌7- كم‌‌خوابي از آن دردهايي است كه چاره ندارد‌ و بايد با آن ساخت! ‌اما توصيه‌هاي ديگري هم هست كه مي‌تواند اوضاع خواب‌تان را رو به ‌راه كند: ‌پرهيز از نوشيدن چاي،قهوه، نوشابه وخوردن شكلات در ساعات نزديك به خواب. خودداري از مصرف غذاهاي سنگين و كشيدن سيگار در ساعات نزديك به خواب.‌رعايت نظم خواب؛ خوابيدن در يك ساعت ثابت، اختصاص دادن اتاق خواب به خوابيدن و اجتناب از كارهاي ‌ديگري مثل تماشاي تلويزيون و كار در آن اتاق ‌‌و بالاخره اين كه اگر بيش از نيم ساعت در رختخواب مانديد و خوابتان نبرد و احساس خواب‌آلودگي هم ‌نكرديد، بايد از اتاق خواب خارج شويد وتا وقتي احساس خواب‌آلودگي نكرده‌ايد،به رختخواب برنگرديد.‌
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:14 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 
 
یک عمر به دنبال خدا می گردیم                           در فاصله ای زخود جدا میگردیم
 
یک عمر اسیر درد و رنجیم و هنوز                          سرگشته به دنبال دوا میگردیم
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 13:10 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

چهار مغز فندق ، گردو ، بادام و پسته از جمله مواد غذايي هستند كه براي بدن بسيار مفيدند و مي‌توانند يكي از منابع غذايي بسيار مفيد و مغذي در زنجيره غذايي ما باشند. پزشكان متخصص تغذيه توصيه مي‌كنند مصرف اين چهارمغز بايد در سبد غذايي خانواده‌ها قرار گيرد.

فندق

در هر 28 گرم فندق كه به طور متوسط معادل 20 عدد مغز آن است، 176 كالري انرژي نهفته است. اين مقدار فندق داراي 17 گرم چربي، 5 گرم كربوهيدرات، 4 گرم پروتئين و حدودا 2 گرم آب مي‌باشد.

فندق با داشتن روغني خاص (اسيد اولئيك)، پروتئين، كربوهيدرات، بتاسيتوسترول، ويتامين‌ها و املاح ضروري، جايگاه مخصوصي را در بين ديگر مغز‌ها باز كرده است. بتاسيتوسترول كه به مقدار زيادي در فندق يافت مي‌‌شود، اثر فوق‌العاده‌اي در كاهش كلسترول و پيشگيري از سرطان مخصوصا سرطان سينه و پروستات دارد بنابراين مصرف 25 تا 30 گرم فندق در روز، بدن را هم در برابر بيماري‌‌هاي قلبي و هم در برابر سرطان محفوظ مي‌‌دارد.

ثابت شده است كه مصرف 25 تا 30 گرم فندق در روز، تمامي ويتامين E مورد نياز در روز را تامين مي‌كند و براي پيشگيري از بيماري‌‌هاي عروق سياهرگ قلبي و سرطان كافي است.روغن فندق بهترين منبع شناخته شده ويتامين E است كه براي سلامت ماهيچه‌هاي قلب و ديگر ماهيچه‌‌هاي بدن ضروري است.

گردو

گردو را به نام «غذاي مغز» نيز مي‌شناسند و اين فقط به خاطر شباهت آن به مغز نيست، بلكه به خاطر وجود امگا 3 فراوان آن است. براي درست عمل كردن مغز، به امگا 3 نياز داريم. مصرف 4 عدد مغز گردو در روز موجب افزايش اسيد چرب ضروري امگا 3 مي‌شود. پانزده درصد از چربي‌هاي گردو از نوع چربي‌هاي غير اشباع و مفيد براي سلامت قلب مي‌باشد.

اين نوع چربي، پايين آورنده كلسترول بد (LDL) و افزايش دهنده كلسترول خوب (HDL) است.يك چهارم فنجان مغز گردو، در حدود 8/90 درصد نياز روزانه بدن به اين چربي ضروري را تامين مي‌كند.

گردو فوايد زيادي دارد نظير: افزايش قابليت ارتجاعي رگ‌هاي بدن، محافظت در برابر بيماري قلبي، افزايش قدرت ذهن و هوش، مفيد براي تنگي نفس، جلوگيري از ورم مفاصل، مفيد در بيماري‌هاي پوست نظير: اگزما و پسوريازيس (به وجود آمدن لكه‌هاي قرمز رنگ در پوست)، ضد سرطان، داراي آنتي اكسيدان. در بين آجيل‌ها، محافظت از سيستم ايمني، جلوگيري از لخته شدن خون، تنظيم سوخت و ساز در بدن، تنظيم فشار خون، تنظيم قند خون، جلوگيري از پاركينسون و آلزايمر، جلوگيري از سنگ كيسه صفرا، حفاظت از استخوان، روغن گردو درمان كننده دردهاي مفاصل است و جذب مواد غذايي را آسان مي‌كند.

پسته

مقدار فراوان آهن موجود در مغز پسته و توانايي بدن براي جذب بالاي آن باعث شده كه پسته به ماده‌اي موثر براي درمان كم‌خوني فقرآهن معرفي شود. در ضمن پسته حاوي مقداري پروتئين گياهي، اسيدهاي چرب ضروري، فيبر، روي، كلسيم، فسفر و ويتامين E مي‌باشد كه همه اين مواد براي سلامتي مفيد مي‌باشند.

مغز پسته حاوي مقاديري ويتامين A ، آهن، اسيدهاي چرب غيراشباع، ويتامين E ، ويتامين ب 1، ب 2 ، ب 6 ، پتاسيم، پروتئين، روي، سلنيوم، فسفر، فولات، فيتواسترول، كلسيم، مس و فيبر است. ويتامينA موجود در پسته به بينايي در تاريكي كمك كرده و محرك رشد سلول‌ها و بافت‌هاي بدن است.

بادام

بادام داراي مقدار زيادي چربي است، اما از نوع غير اشباع! اين چربي خطر بيماري‌هاي قلبي را كم مي‌كند. تحقيقات نشان داده است كه تمامي مغزهاي خوراكي، بيماري‌هاي قلبي و كلسترول بد را دور مي‌كنند.

ويتامين E در پوست بادام وجود دارد. اين ويتامين، يكي از انواع آنتي اكسيدان‌هاست. فوايد آنتي اكسيدان‌ها در بدن بسيار زياد است. آنتي اكسيدان‌ها جلوي برخي امراض را مي‌گيرد، از جمله: سرطان، بيماري قلبي، فراموشي، آلزايمر، خوب عمل نكردن سيستم ايمني، آب مرواريد چشم (كاتاراكت)، ضعيف شدن ماهيچه‌ها و همچنين بر سلامتي پروستات اثر مي‌گذارند و از تخريب سلول‌ها و DNA جلوگيري مي‌كنند.

بادام داراي منيزيم و پتاسيم است. هنگامي كه به مقدار كافي منيزيم در بدن باشد، در خون جريان مي‌يابد و اكسيژن و مواد مغذي را سريع تر حمل مي‌كند و جلوي افزايش ضربان قلب را مي‌گيرد.
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 10:56 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران(29 خرداد 1388)، شعري سروده است.

اين هم شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني:

 

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

***


چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«
الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

***

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

***

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

***

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***

جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!

***

جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 8:47 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
در بعضی موارد درمان افسردگی علائم فیزیکی را نیز برطرف می کند. اما لازم است که در مورد این علائم حتما با پزشک صحبت کنید. هیچ گاه فکر نکنید که چنین علائمی به خودی خود برطرف می شود. زیرا ممکن است به روش درمانی خاصی نیاز باشد.برای مثال اگر دچار بی خوابی هستید با تجویز داروهای ضد اضطراب این مشکل برطرف خواهد شد. بعضی از داروها مثل سیمبالتاCymbalta و افکسورEffexor باعث کاهش درد های مزمن می شود.

علائم فيزيكي (دردناك )افسردگي

در حقیقت بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی درد و علائم فیزیکی دیگری نیز تجربه می کنند که بعضی از آنها عبارتند از:

1-سردردها: سردرد در بین افراد مبتلا به افسردگی بسیار رایج است. اگر اخیرا مبتلا به سردردهای میگرنی شده اید ممکن است با بروز افسردگی بدتر هم شود.

2- کمر درد: کمر درد نیز با ابتلا به افسردگی ارتباط مستقیم دارد و میزان درد و ناراحتی را افزایش می  دهد.

3- درد ماهیچه ای و مفاصل: افسردگی باعث تشدید بعضی از دردهای مزمن مثل درد ماهیچه ها و مفاصل می شود. 

4- درد قفسه سینه: پر واضح است که در هنگام ابتلا به درد قفسه سینه سریعا باید به پزشک مراجعه کرد زیرا ممکن است از علائم اولیه حملات قلبی باشد.اما درد قفسه سینه با افسردگی نیز مرتبط است.
5-مشکلات گوارشی: احساس تهوع  و استفراغ و یا ابتلا به اسهال و یبوست نیز می تواند از اثرات افسردگی باشد.

6-خستگی: در حالت افسردگی دیگر مهم نیست که چه قدر استراحت کرده اید زیراهمچنان احساس خستگی و کسالت دارید و حتی بلند شدن از بستر در هنگام صبح سخت و غیر ممکن خواهد بود.

7-اختلالات خواب:بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خواب راحتی ندارند. ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند و یا شب هنگام به راحتی نخوابند و در عوض بعضی دیگر از افراد افسرده به طور غیر نرمال و بیش از حد بخوابند.

8-تغییر وزن و اشتها: بعضی از افراد مبتلا به افسردگی اشتهای خود را از دست می دهند و متعاقب آن دچار کاهش وزن می شوند. بعضی دیگر ممکن است به غذاهای خاصی مثل کربوهیدرات ها علاقه شدید پیدا کرده و در نتیجه دچار افسردگی شوند.

9-سرگیجه و منگیبسیاری از افراد مبتلا به افسردگی با توجه به این علائم اقدامی برای درمان نمی کنند و زیرا اغلب نمی دانند که ریشه این علائم ناشی از چه اختلالی است . حتی پزشکان نیز با دیدن چنین علائمی ممکن است تشخیص صحیحی ندهند. افسردگی  معمولا تغییرات اساسی در عملکرد بدن ایجاد می کند. برای مثال فعالیت دستگاه گوارش را کاهش داده و همین امر منجر به بروز مشکلات گوارشی می شود. افسردگی همچنین باعث برهم خوردن تعادل مواد شیمیایی مغز می گردد. موادی که نقش موثری در کیفیت بروز احساسات ما بازی می کند. بنابر این بسیاری از متخصصان معتقدند که نكته چیزی که افراد افسرده با عنوان درد تجربه می کنند متفاوت از سایرین است.

درمان علائم فیزیکی

در بعضی موارد درمان افسردگی علائم فیزیکی را نیز برطرف می کند. اما لازم است که در مورد این علائم حتما با پزشک صحبت کنید. هیچ گاه فکر نکنید که چنین علائمی به خودی خود برطرف می شود. زیرا ممکن است به روش درمانی خاصی نیاز باشد.برای مثال اگر دچار بی خوابی هستید با تجویز داروهای ضد اضطراب این مشکل برطرف خواهد شد. بعضی از داروها مثل سیمبالتاCymbalta و افکسورEffexor باعث کاهش درد های مزمن می شود.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 20:49 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

تو را خدا


برای خدا

 

به خدا

 

بیاندیش...

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 17:11 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

به نظر مي‌رسد بعضي از اين موارد بلافاصله لطمه‌اي به رابطه نمي‌زنند اما دير يا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فكر مي‌كنيد يكي از كارهاي زير را انجام مي‌دهيد قبل از اينكه خيلي دير شود ، سعي كنيد اين عادت خود را كنار بگذاريد.
تا زماني كه به عنوان يك زوج ، به طور كامل يكديگر را بشناسيد بايد روشن و صادقانه با يكديگر گفتگو كنيد.

گفتگو نكردن : اين جمله كه گفتگوي مناسب و خوب بين زوجين ضروري است ، تقريبا تبديل به كليشه شده اما واقعا جمله درستي است. شما بايد با يكديگر در مورد احساسات، نظرات، چيزهايي كه دوست داريد يا دوست نداريد ، ترس‌ها و آرزوهايتان صحبت كنيد. تا آنجايي كه به عنوان يك زوج ، به طور كامل يكديگر را بشناسيد بايد روشن و صادقانه با يكديگر گفتگو كنيد.

خودخواه بودن : فقط فكر كردن به خودتان، نيازها و خواسته‌هايتان و كارهايي كه بايد انجام دهيد ، ممكن است باعث مشكل شود. مادامي كه ازدواج مي‌كنيد « من » تبديل به « ما » مي‌شود. به احساسات، نيازها و خواسته‌هاي طرف مقابلتان توجه كنيد. هرگاه در اين موارد دچار شك شديد از همسرتان سوال كنيد ، هرگز خيال نكنيد همه چيز را در مورد احساسات، نيازها و خواسته‌هاي او مي‌دانيد.

با شريك زندگي خود صحبت كنيد و سعي كنيد مشكل را برطرف سازيد. بخشيدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزديك‌تر و دلپذيرتر مي‌كند.

كينه به دل گرفتن : رنجيدن خيلي زود تبديل به عصبانيت مي‌شود و عصبانيت به همان سرعت تبديل به دلخوري خواهد شد. روي دلخوري‌ها و عصبانيت‌هايتان تمركز كنيد و طرف مقابل را ببخشيد. اگر هميشه از طرف مقابل خشمگين باشيد در آخر فقط به خودتان صدمه خواهيد زد. با شريك زندگي خود صحبت كنيد و سعي كنيد مشكل را برطرف سازيد. بخشيدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزديك‌تر و دلپذيرتر مي‌كند.

خيانت كردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر مي‌دانيد رابطه شما با افراد خاصي باعث ناراحتي همسرتان مي‌شود ، هرگز سعي نكنيد او را آزرده كنيد.

اگر براي مدت كوتاهي در دسترس يكديگر نباشيد، ديدن يكديگر يك جرقه خوشايند خواهد بود.

هرگز مصالحه نكردن : ازدواج نوعي بده بستان است. توافق در زندگي زناشويي بايد به يك امر عادي تبديل شود. هر كدام از زوج‌ها بايد در بيان احساساتشان آزاد باشند و براساس يك توافق دوجانبه هر بار يكي از طرفين كوتاه بيايد. علاوه بر اين، در بعضي از تصميمات، شما مي‌توانيد با توافق يكديگر از بين نظرات ارائه‌شده يكي را انتخاب كنيد يا طوري برنامه‌ريزي كنيد كه از نظر هر دو طرف استفاده شود.

هدر دادن بودجه مالي : خريد غيرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشكلات اساسي خواهد شد. بهتر است يك حساب مشترك با همسرتان داشته باشيد (شما بايد به يكديگر اعتماد كنيد) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با يكديگر گفتگو كنيد (گفتگو نه دعوا). مصالحه در اين موقعيت به شما كمك زيادي مي‌كند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصميمات مهم مالي نگيريد ، اين يك اشتباه است.

اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابيت شما در چشم همسرتان را دوچندان مي‌كند.

حسودي بيش از اندازه : اگر شما احساس ناامني مي‌كنيد و فكر مي‌كنيد همه چشم‌ها به دنبال همسر شماست يا همسر شما به دنبال ديگران است، بايد در مورد اين رابطه دوباره فكر كنيد. به همسرتان اعتماد كنيد. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابيت شما در چشم همسرتان را دوچندان مي‌كند. هرگز به همسرتان شك نكنيد مگر اين‌كه دليل واقعي براي سوءظن داشته باشيد. اين حقيقت كه تصور مي‌كنيد شما فرد مناسبي براي همسرتان نيستيد دليل كافي براي شك داشتن به او نيست.

اين نكات نابودكننده‌هاي زندگي زناشويي هستند. سعي كنيد اين كارها را از زندگي خود خارج كنيد ، خواهيد ديد كه چه زندگي خوبي پيدا خواهيد كرد.

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:16 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
تربیت كودكان كار دشواری است. به طور مثال پسر بچه ای را مجسم كنید كه وسط یك فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می كند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی كه خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و كلمات مناسبی می گردند تا كودك خود را آرام كنند. به شما اطمینان میدهم كه با استفاده از پاره ای روشها می توانید در شرایطی كه فرزندتان بدرفتاری میكند خونسردی خود را حفظ نمایید و شیوه ای مناسب در پیش گیرید، بخصوص هنگامی كه با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :

بهانه گیــــــــری و نق نق كـــــــردن

بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان، به ویژه  قبل از این كه بتوانند به خوبی صحبت كنند ، رایج است. این كار یكی از معدود راه هایی است كه توسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه كه نمی توانند به دست آورند ابراز كنند. هر قدر هم كه این مسئله  ناراحت كننده باشد، والدین باید بدانند كه علت بهانه گیری كودكشان فقط دیدن عكس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است ولی حتی كودكان دبستانی هم وقتی كه به مقصودشان نمیرسند ) با بهانه گیری، احساسات درونی خود را آشكار می كنند و در نتیجه آرامش می یابند .

چگــــونه با آن كنار بیایید

وقتی كودك خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق كرد، از او بخواهید كه به صورتهای مختلف ابتدا در گوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و ... چیزی را كه میگوید، تكرار نماید.این روش درست مثل یك بازی توجه او را جلب خواهد كرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود. در مورد كودك دبستانی خود میتوانید از چند روش كلی استفاده كنید. به محض اینكه شروع به بهانه گیری كرد، حرف او را قطع كنید و به آرامی بگویید: "داری نق نق و بهانه گیری میكنی و من گوش نمیكنم ، پس بهتر است كه آرام و  شمرده صحبت كنی . " اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تكرار كنید. اگر شیوه  گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق كنید. می توانید بگویید: " وقتی بدون نق نق كردن بگویی كه چه می خواهی، بیشتر دوستت خواهم داشت."  اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش كنید كه چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید. به خاطر بسپارید كه با مهار عكس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار كنید. بعد به او بگویید كه می دانید دلیل ناراحتی اش چیست و از این طریق با او به توافق برسید. به عنوان مثال فرض كنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید كه قبل از نهار شیرینی بخورد، ناراحت شده است، پس شیرینی را در جایی قرار دهید كه بتواند آن را ببیند و به او قول دهید كه پس از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .

اقـــــدام پیشگیــــــــــرانه

هنگامی كه فرزندتان واضح و محكم صحبت می كند به او گوش دهید و تحسینش كنید. با این عمل به او یاد می دهید كه اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن را به دست خواهد آورد .

پــــــرخاشگـــری  

والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند، نه فقط به این دلیل كه اغلب در مكان های عمومی با بدخلقی كودك خود مواجه می شوند، بلكه بدین سبب كه احساس می کنند روی رفتار كودك خود و شرایط موجود كنترل ندارند. خوشبختانه كج خلقی های كودكان با رسیدن به سن مدرسه كاهش می یابد. زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شكست و ناكامی پیدا كنند .

چگـــــونه با آن كنار بیایید

روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ، آن است كه از ابتدا آنرا مهار كنید. وقتی كه در مقابل پرخاشگری كودك خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید كه عصبانیت وسیله كارسازی برای دست یافتن به اهداف است . در عوض می توانید بگویید: " وقتی از گریه كردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می كنیم و راه حلی می یابیم. " و به اتاق دیگری بروید. اگر فرزند شما خیلی كوچك است و نمی توانید او را تنها بگذارید ، پیش او بمانید. اگر به طرف شما آمد ، او را بغل كنید ولی تا وقتی كه آرام نشده چیزی را كه می خواهد به او ندهید. خود را به كار دیگری مشغول كنید . به عنوان مثال مطالعه كنید. با این كار به او می فهمانید كه تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب كند. اغلب پرخاشگری های بچه ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف می شود. در صورتی كه كودك شما در یك مكان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری كرد، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود. به او بگویید: " اینجا پیش تو می مانم تا وقتیكه آرام شوی و با هم صحبت كنیم. " اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مكان خارج شوید .

اقــــدام پیشگیــــــــرانه

پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند. كودكان به دلایل مختلفی این كار را انجام می دهند. به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذكر می كنیم :

  •  هنگامی كه كودك شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آنرا بدست آورد.
  •  وقتی یادگیری انجام كاری برایش دشوار باشد.
  •  وقتی كه خسته شده باشد.

پس با اجتناب از عواملی كه ممكن است به بهانه گیری منجر شود، می توانید از وقوع تنش جلوگیری كنید. اگر می بینید كودك خردسالتان می خواهد با پازلی كه خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی كند ، یا به او در این بازی كمك كنید و یا اینكه توجهش را به بازی دیگری كه بیشتر مناسب سنش باشد، جلب كنید. از كودك خود انتظاری بیش از آنچه كه از عهده اش برمی آید نداشته باشید. خردسالان به این دلیل كه قدرت تحمل زیادی ندارند، نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم كنند. بنابراین كودك خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به فروشگاه و یا بانك نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید كه می دانید معطل می شوید، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراكی همراه ببرید .

دعـــــــــــوای میــــــان فــــــــــرزندان

رقابت و هم چشمی میان فرزندان یك خانواده، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است. اگر دعوای آنها مهار نشود، روی روابط عاطفی میان فرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .

چگـــونه با آن كنار بیایید

بهترین راه برای مبدل كردن دعوای میان كودكان به صلح و آرامش، این است كه ابتدا آنها را از یكدیگر جدا كنید تا آرام شوند. سعی نكنید میان آنها قضاوت كنید، حتی اگر شاهد بوده باشید كه یكی از بچه ها، دیگری را عمداً تحریك كرده و دعوا را شروع كرده است.( باید برای تصحیح این رفتار، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید.) در غیر اینصورت یا طرف یكی از آنها را میگیرید و یا اینكه به میدان دعوا كشیده میشوید كه هیچكدام از آنها كمكی به شما نخواهد كرد .

اقــــــــــدام پیشگیـــــــــــــــرانه

رقابت میان كودكان خود را نمی توانید بطور كامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بكاهید. احترام به علائق یكدیگر را به كودكان خود تأکید كنید. به آنها بیاموزید كه نسبت به مالكیت شخصی یكدیگر احترام قائل شوند و چیزی را كه به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند. هیچوقت كودكان خود را با هم مقایسه نكنید. در موقعیت هایی كه معمولاً بین كودكان اختلاف ایجاد می شود، مقرراتی وضع كنید. به عنوان مثال جای هر یك را بر صندلی ماشین از قبل تعیین كنید و یا مشخص كنید كه هر یك از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .

بازیگــــــــوشـــــــــی

فرض كنید كه با كودك پیش دبستانی خود قرار گذاشته اید كه بعد از مسواك زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برایش قصه بگویید. ولی بیست دقیقه بعد می بینید كه می خواهد ماشین های اسباب بازی خود را در دستشویی بگذارد. احتمالاً تا به حال چیزی شبیه به این موضوع را تجربه كرده اید. دلیل آن این است كه مفهوم گذشت زمان برای خردسالان كاملاً با بزرگسالان متفاوت است. وقتی كه آنها غرق در انجام كاری می شوند فكر می كنند تا وقتیكه فعالیت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حركت خود باز ایستاده است. بنابراین بازیگوشی آنها تا زمانیكه خواندن ساعت را بیاموزند تمامی ندارد. گاهی پدر و مادرها می بایست به بچه های خود گوشزد كنند كه وقتشان را تلف نكنند .

چگـــــــونه با آن كنار بیایید

اگر می خواهید فرزند خود را از فعالیتی وارد فعالیت دیگری كنید چیزی در این مورد به او نگویید. به عنوان مثال شب هنگام به جای این كه به او بگویید كه موقع خواب است، او را با گفتگو راجع به كارهایی كه در طول روز انجام داده است مشغول كنید. او هم غرق در صحبت می شود و متوجه نخواهد شد كه چه وقت از دستشویی بیرون آمده و به رختخواب رفته است.

روش دیگــــــــــــر :

چون درك مفهوم زمان برای كودكی كه هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعالیت هایی از قبیل خوردن آب میوه، زمان خواب، زمان استحمام بستگی دارد، از اینرو می توانید برنامه بعدی را در طول روز برایش توضیح دهید و به این ترتیب سرعت حركتش را بالا ببرید. به عنوان مثال به او بگویید: " بیا لباس خوابت را بپوش تا بتوانیم كتابی انتخاب كنیم و بخوانیم." اگر می خواهید كودك خود را به انجام كاری تشویق كنید، مثلاًِ می خواهید كه اسباب بازی هایش را جمع كند، می توانید آن فعالیت را به صورت بازی در آورید و بگویید:" ببینم می توانی تا 50 كه شمردم اسباب بازیهایت را جمع كنی ! " او را مسئولیت پذیر سازید. اگر عجله دارید به او بگویید كه دیرتان شده است و به كمك او احتیاج دارید. از او بخواهید كه كیف شما را دم در بگذارد و ظرف غذای خودش را از یخچال بیرون بیاورد. اگر این روش نیز در مورد كودك دبستانی و بازیگوش شما مؤثر واقع نشد ، از روش جدیدتری استفاده كنید. لباسش را تنش كنید، با موهای شانه نشده و نامرتب با بسته های بیسکویت یا میوه او را به موقع به مدرسه برسانید. با این روش به فرزند خود می آموزید كه هر چقدر هم كه مقاومت كند، بعضی كارها مانند به موقع حاضر شدن برای سرویس مدرسه را باید در زمان خودش انجام دهد .

اقــــــــــدامات پیشگیــــــــــــرانه

هنگامیكه می بینید كودك شما به تلویزیون توجهی ندارد و اسباب بازی هایش را گوشه ای رها كرده است، بیشتر مستعد انجام كارها و وظائف خود می باشد. بنابراین لوازمی را كه موجب حواس پرتی او می شوند جمع كنید و به طور واضح به او بگویید كه انتظار انجام چه كاری را از او دارید. توجه كنید كه كودك شما تمام وسایل مورد نیاز خود را برای انجام كارش در اختیار داشته باشد. به عنوان مثال اگر از او می خواهید كه دندان هایش را مسواك كند باید مسواك، خمیر دندان و آب را در دسترس او قرار دهید. راه دیگر جلوگیری از بازیگوشی فرزندتان این است كه از شب قبل لباس و دیگر لوازم مورد نیاز او را برای فردا صبح آماده كنید. با این كار نه تنها به كودك بازیگوش خود فرصت نخواهید داد كه برای انتخاب لباسش شما را معطل كند بلكه صبح، قبل از بیرون رفتن از منزل ( به  خصوص در مورد خانم های شاغل ) بدون عجله كارهایتان را انجام خواهید داد. البته اگر این كار را هر روز به طور معمول انجام دهید، بهتر است. كودك خود را به انجام بعضی از كارها عادت دهید. مثلاً شب: ابتدا خوردن غذا، بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب. صبح: ابتدا پوشیدن لباس، شانه كردن مو و مرتب كردن تختخواب، خوردن صبحانه .

حاضــــــــــر جوابــــــــی

كودك با شروع دو سالگی ، خود مختاری خویش را به حیطه آزمایش می گذارد كه یكی از راه های انجام این كار حاضر جوابی به بزرگسالان است. كودك خردسال با گفتن " نمی خواهم" یا " نه" می خواهد نشان دهد كه از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می خواهد. چگونه با این موضوع  كنار می آیید ؟ این موضوع پیچیده ایست. زیرا اولاً می خواهید كه كودكتان اولین قدم های خود را به طرف خود مختاری بردارد ، ثانیاً نمی خواهید كه گستاخی او را تأیید كنید، بنابراین با حالتی جدی به او بگویید : " نباید این طوری جواب بدهی، اگر با حرف من موافق نیستی اشكالی ندارد ولی باید مؤدبانه جواب بدهی ." برایش از جملات معترضانه مناسب مثالهایی بزنید. جملاتی مثل : " نظر من فرق دارد " یا " مخالفم " و غیــــره . به این طریق برایش روشن سازید كه اگر دفعه بعد اینگونه صحبت كند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد. اجرای این روش تربیتی را ادامه دهید. اجازه ندهید كه گستاخی او ادامه یابد تا اینكه روزی مجبور شوید عكس العمل شدیدی از خود نشان دهید.

اقــــــــــدامات پیشگیـــــــــــرانه

اگر كودكتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز كرد، به او توجه بیشتری كنید و به عقیده او احترام بگذارید و به او نشان دهید كه برا ی عقاید او احترام قائلید و اگر نظر او مخالف نظر شماست هیچ اشكالی ندارد . نكته مهم این است كه شما می بایست از نوع ارتباط خود آگاه باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید كه مخالفت خود را با دیگران به صورت تمسخرآمیزی بیان می كنند، پس نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید كه رفتاری غیر از این داشته باشد. همین كه فرزند شما بتواند خودش را بیشتر كنترل كند و یاد بگیرد كه چگونه نیازها و نومیدی خود را از طرق سازنده به شما توضیح دهد، پرخاشگری، بهانه گیری و دیگر رفتارهای منفی او مسئله ساز نخواهد بود. به او یاد بدهید كه بتواند به شما بگوید كه چه احساسی دارد و چگونه فكر می كند. با انجام این روش رابطه ای قوی با فرزند خود ایجاد می كنید. چنین رابطه ای، هنگامی كه فرزندتان به سن بلوغ میرسد، در حل مسائل به شما كمك زیادی خواهد كرد.

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:1 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |
10 راه كار برای شاد نگه داشتن زندگي زناشويي
به چشم‌هاي او نگاه كنيد: وقتي با همسرتان صحبت مي‌كنيد به صورت او نگاه كنيد. برخورد نگاه‌ها باعث مي‌شود كه بيشتر ارتباط بين يكديگر را احساس كنيد.

شايد گاهي به اين فكر افتاده باشيد كه چطور مي‌توان عشق و محبت و خرسندي را در زندگي زناشويي پايدار و زنده نگه داشت؟

دكتر پام اسپور،‌ روانشناس سرشناس رسانه‌اي در كتاب جديد خود 10 راهكار مفيد براي اين هدف ارائه كرده كه اين 10 راهكار به قرار است:

1- هميشه خودجوش و باانگيزه بمانيد: كارهايي انجام دهيد كه بدون برنامه‌ريزي قبلي به نظر برسند مثلا به اداره همسرتان برويد و او را براي صرف ناهار با همديگر دعوت كنيد، بدون انتظار براي او هديه كوچكي بخريد و يا بليط كنسرت يا تئاتر به او بدهيد.

2- عشق خود را نشان دهيد: هنگام صرف شام مي‌توانيد يك موسيقي ملايم بگذاريد. شمع روشن كنيد و به همسرتان بگوييد كه چقدر در طول روز به او فكر مي‌كنيد.

3- به چشم‌هاي او نگاه كنيد: وقتي با همسرتان صحبت مي‌كنيد به صورت او نگاه كنيد. برخورد نگاه‌ها باعث مي‌شود كه بيشتر ارتباط بين يكديگر را احساس كنيد.

4- حتي براي اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع كنيد: از مجادله و بحث با همسرتان پرهيز كنيد. وقتي مي‌خواهيد عدم موافقت خود را اعلام كنيد ابتدا با مناسب‌ترين و آرام‌ترين راه ممكن با جمله «حق با توست» شروع كنيد.

5- تغيير را هميشه مدنظر داشته باشيد: با ظاهر جديد و متفاوت همسر خود را غافلگير كنيد. با يك راه ساده و سريع مثل رنگ كردن مو يا تغيير آرايش موها مي‌توانيد اين كار را انجام دهيد.

6- يك كار غيرمنتظره انجام دهيد: مثلا پس از دوش گرفتن براي او يك حوله گرم و مرتب آماده كنيد.

7- هميشه براي عشقتان جشن بگيريد: مي‌تواند يك كار نمادين انجام دهيد مثلا گياه خاصي را كه مي‌دانيد مورد علاقه همسرتان است خريداري كنيد و يا در باغچه بكاريد و به او بگوييد كه اين كار نمايان كننده عشق شماست.

8- مراقبت و محبت كنيد: با يك كار كوچك كه مستقيما به همسرتان نفع مي‌رساند مي‌توانيد به او ابراز محبت كنيد مثلا لباس‌هاي او را به خشك شويي ببريد. اين كار شايد زمان زيادي نبرد اما به او نشان مي‌دهيد كه چقدر به فكرش هستيد.

9- با رقيبتان صميمي باشيد: اگر كسي در زندگي همسرتان وجود دارد كه وي را رقيب خود مي‌دانيد مانند بهترين دوست يا مادر همسرتان، از بحث كردن درباره آنها پرهيز كنيد و در عوض با دعوت كردن آنها براي يك شام دوستانه همسر خود را غافلگير كنيد.

10- گذشته را دوباره زنده كنيد: ‌با نگاه كردن به فيلم‌هاي تعطيلات، تصاوير خانوادگي و عكسهاي جشن ازدواج مي‌توانيد به استحكام رابطه زناشويي خود با همسرتان كمك كنيد.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:20 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

چند قدم نزديک‌تر به نوجوانان

بسیاری از والدینی که فرزندشان در سنین نوجوانی به سر می برند از ناتوانی در برقراری رابطه ای صمیمانه با آنان رنج می برند. فرزندانی که تا دیروز کودک بودند و برای بسیاری از فعالیت ها نیازمند حمایت و کمک پدر و مادرشان بودند، امروز ترجیح می دهند بیشتر وقت شان را با دوستان و همسالان بگذرانند و می خواهند به جای کمک گرفتن از والدین یا استفاده از تجارب آنان همه چیز را خود تجربه کنند. شکاف بین نسل ها با وجود وسایل الکترونیکی و تکنولوژی پیشرفته که معمولاً نوجوانان بسیار بیشتر از والدین در آن مهارت دارند تشدید می شود تا جایی که شاید تصور شود نوجوانان در دنیای دیگری زندگی می کنند؛ دنیایی که نفوذ در آن برای والدین چندان راحت نیست.
اما هیچ کدام از این موارد بدین معنی نیست که والدین نمی توانند رابطه صمیمانه و محکمی با فرزندانشان داشته باشند. در واقع نوجوانان در این سنین بیشتر از هر زمان دیگری به پدر و مادرشان احتیاج دارند حتی اگر رفتار آنان خلاف این موضوع را نشان دهد. اگر بتوانید در این دوره با فرزندانتان رابطه خوبی برقرار کنید، می توانید مطمئن باشید که در سنین جوانی و پس از آن رابطه عاطفی بسیار مستحکم و قابل اطمینانی با آنان خواهید داشت که با اتفاقات کوچک و بزرگ و در شرایط مختلف خدشه دار نخواهد شد. بنابراین نزدیک ترشدن به فرزند نوجوان تان باید یکی از مهم ترین اولویت های زندگی شما باشد.
اولین گام برای برقراری ارتباط دوستانه این است که زمانی را به با هم بودن اختصاص دهید. این نکته شاید ساده به نظر برسد اما اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که نوجوانان انتخاب های زیادی برای گذراندن وقت بدون شما دارند. می توانند به دوستان شان تلفن بزنند یا با هم بیرون بروند یا این که با تلفن همراه و رایانه خود سرگرم شوند. یک راه برای گذراندن وقت با نوجوانان این است که با توجه به علاقه شان از آنان در امور منزل کمک بگیرید. به عنوان مثال اگر فرزندتان به آشپزی علاقه دارد می توانید در آشپزخانه با هم آشپزی کنید. در این صورت هر دو با هم برای یک هدف مشترک کار می کنید و در نتیجه گفت وگوهای حین کار لحن دوستانه تری خواهد داشت و هر دو بیشتر احساس همدلی خواهیدکرد.

یکی دیگر از زمان های مناسب برای بازکردن سر صحبت با نوجوانان هنگام رانندگی است.

معمولاً نوجوانان هنگامی که ارتباط چشمی برقرار نباشد راحت تر و بهتر در مورد مسائل خود صحبت می کنند که این شرایط در خودرو به وجود می آید.
هنگامی که فرزندان به سن نوجوانی می رسند دارای شخصیت مستقل و با علایق خاص و گوناگون می شوند. بنابراین دیدی که آنان و والدینشان در دوران کودکی نسبت به یکدیگر داشتند دیگر چندان مناسب نخواهد بود.
درواقع والدین و فرزندان باید این فرصت را داشته باشند تا یکدیگر را دوباره کشف کنند.
سعی کنید درباره علایق، سرگرمی ها و افکارتان با فرزندتان گفت وگو کنید. به عنوان مثال اگر به کارهای هنری علاقه دارید نحوه کار خود را به فرزندتان نشان دهید و گاهی اوقات نظر او را هم در این زمینه بپرسید. اگر فرزندتان نیز به این فعالیت علاقه مند شود ساعت های بسیار خوشی را در کنار یکدیگر و در حال پرداختن به این فعالیت خواهید بود و حتی اگر فرزندتان علاقه ای به سرگرمی های شما نداشته باشد متوجه خواهد شد که پدر یا مادرش فردی است با علایق گوناگون و افکار متفاوت در زمینه های مختلف. بنابراین دیگر به شما به چشم فردی که تنها هدفش سردرآوردن از کارهای اوست نگاه نخواهد کرد.
از طرف دیگر شما نیز باید به علایق مختلف فرزندتان آگاه باشید و به آن علاقه نشان دهید. حتی اگر چندان هم از سرگرمی های او خوشتان نمی آید. سعی کنید با شوق و علاقه فراوان به صحبت های او در این زمینه گوش دهید و تلاش کنید تا دنیا را از دریچه نگاه او ببینید.
شاید باور این موضوع سخت باشد اما نوجوانان با وجود تلاش زیاد برای مستقل شدن از والدین همچنان دوست دارند که از طرف آنها مورد توجه و تشویق قرار بگیرند. بنابراین به آنان فرصت بدهید تا توانایی های منحصر به فردشان را به شما نشان دهند و شما نیز آنان را به خاطر این قابلیت ها تحسین کنید. در این صورت نیاز فرزند نوجوانتان به مورد توجه و تحسین قرار گرفتن در محیط خانه مرتفع خواهد شد. گفت وگو با نوجوانان بسیار متفاوت تر از گفت وگو با کودکان یا سایر افراد بزرگسال است. زیرا ممکن است به راحتی گفت وگو به پرخاشگری و دعوا کشیده شود. به طور کلی نوجوانان جواب دادن به سؤالات پی در پی را نمی پسندند و حتی گاهی آن را به صورت دخالت در امور خصوصی شان تعبیر می کنند. بنابراین در شیوه مطرح کردن سؤالات باید دقت نظر ویژه ای داشته باشید. فرض کنید در مهمانی با فردی غریبه آشنا شده اید و می خواهید از او سؤالاتی درباره نحوه کار و زندگی اش بپرسید. سؤالات شما از فرزندتان نیز باید به همین صورت مطرح شوند. یعنی به صورت سؤالات بسیار کلی درباره موضوعاتی که به او مربوط می شوند. گاهی اوقات نوجوانان با وجود اینکه می خواهند با شما صحبت کنند، تمایل ندارند تا برای گفت وگو پیشقدم شوند. در چنین مواقعی معمولاً نشانه هایی در فرزندتان وجود دارد که نشانگر آن است که دوست دارد شما گفت وگو را آغاز کنید. به عنوان مثال یک آه یا یک نگاه متفاوت می تواند از اینگونه نشانه ها باشد. البته بهتر است گفت وگو را با سؤال شروع نکنید.
همانطور که قبلاً ذکر شد نوجوانان گاهی اوقات تمایل به گفت وگو در زمانی که ارتباط چشمی وجود داشته باشد ندارند و گفت وگوی غیرمستقیم را ترجیح می دهند. بنابراین گاهی اوقات بهترین راه برای ارتباط برقرار کردن با نوجوانان نامه نوشتن است. اگر افکار و دغدغه ها و نگرانی های خود را در نامه مطرح کنید می توانید بدون روبه رو شدن با مشکل پرخاشگری یا قطع ناگهانی گفت وگو از طرح فرزندتان همه آنچه را که می خواهید به او منتقل کنید. از طرف دیگر او نیز فرصت خواهد داشت تا درباره نکات مطرح شده در نامه فکر کند و در نامه ای دیگر جوابی عقلانی و نه فقط بر پایه احساسات به آن بدهد.
زمانی که فرزند نوجوانتان دچار مشکلی شده است اگر شروع به سخنرانی و نصیحت کردن کنید گفت وگو بسیار زودتر از آنچه تصورش را می کنید پایان خواهد یافت در چنین مواقعی باید توجه داشته باشید که فرزند شما مشکلی نیست که باید آن را حل کنید بلکه فردی است که باید ابتدا او را به خوبی درک کنید.
مهم ترین دلیلی که نوجوانان تمایلی به دادن اطلاعات به والدین درباره خودشان و کارهایی که انجام می دهند ندارند این است که تصور می کنند والدین آنها با شنیدن این موضوعات به صورت غیرمنطقی عصبانی یا نگران می شوند. بنابراین اگر فرزندتان با شما درباره کاری که چندان مورد میل شما نبوده اما او انجام داده است صحبت کرد، بهتر است قبل از عصبانی شدن یا نصیحت کردن با خونسردی و آرامش به صحبت های او گوش دهید و سپس بدون موضع گیری با او درباره خود عمل، نه اینکه چرا او این کار را انجام داده است گفت وگو کنید. گاهی اوقات ممکن است تعریف و درک فرزندتان از این عمل با تعریف شما از آن متفاوت باشد. گاهی ممکن است فرزندتان مانند شما از همه جوانب و عواقب این عمل آگاه نباشد. بنابراین اگر او را فوراً مورد بازخواست قرار ندهید و بیشتر به گفت وگو و تبادل نظر بپردازید نتیجه بهتری خواهید گرفت.
جالب است بدانید که تحقیقات نشان داده اند نوجوانان واقعاً تمایل دارند که زمان بیشتری را با والدین شان بگذرانند اما از طرف دیگر چندان علاقه ای به گفت وگو با آنان نشان نمی دهند. دلیل این موضوع شاید آن باشد که نوجوانان در مرز کودکی و جوانی قرار دارند و طبیعی است که کمی رفتار دوگانه داشته باشند. بنابراین اگر احساس می کنید که در موقعیت خاصی فرزندتان علاقه ای به صحبت کردن با شما ندارد رفتار او را به دل نگیرید زیرا مقتضی سن اوست و هرگز با اینگونه رفتارها از برقراری یک ارتباط صمیمانه با او ناامید و دلسرد نشوید.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 17:47 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |

سوءظن

 

آنچه که زندگی انسان را از سایر حیوانات متمایز می‌کند و به آن رونق و حرکت و تکامل می‌بخشد روحیه همکاری گروهی است و این در صورتی امکان‌پذیر است که اعتماد و خوش‌بینی بر همگان حاکم باشد و بدور از هر گونه سوء ظن و بدگمانی باشند چرا که اساس اعتماد متقابل را درهم‌ می‌کوبد، پیوندهای تعاون را از میان برداشته و روحیه اجتماعی بودن را تضعیف می‌کند.
در زندگی فردی نیز اگر انسان با افکار منفی یعنی احساس ناتوانی و خودکم‌بینی همراه باشد در حقیقت سیستم دفاعی خود را علیه خویش فعال نموده و زمینه‌ساز شکست و انهزام درونی خویشتن می‌شود به عبارت دیگر همه ما اگر به طور مداوم اندیشه‌ها و افکار منفی را در سر بپرورانیم و از کاه کوهی بسازیم و تمام رفتارهای دیگران را حمل بر دشمنی و تحقیر نمائیم، بتدریج این افکار منفی بر ما مسلط می‌شود و ناخود‌آگاه بخش عظیمی از توانایی‌های بالقوه و بالفعل خود را هدر می‌دهیم و در نتیجه بی‌حوصله، افسرده، عصبی و ناتوان می‌شویم، همه چیز و همه‌کس در نگاه ما منفی، غم‌انگیز و ناامیدکننده خواهد بود و از آنچه داریم هیچ لذتی نمی بریم و احساس خوبی هم نداریم. بنابراین، بدبینی سرچشمه‌ی همه ناراحتی‌های روحی و روانی و موجب اضطراب و نگرانی است و شخص بدبین، بیشتر از دیگران غمگینی، خود خور و ناراحت است و در اثر گمان‌های بدی درباره‌ی اشخاص و پدیده‌ها دارد، بسیار در رنج و عذابی درونی است.
در نتیجه از همنشینی با دوستان و رفت و آمدهای مفید اجتناب می‌ورزد و به تنهایی و عزلت بیشتر تمایل دارد و از شادی و نشاط روحی بی‌بهره است. و شاید کار به جایی برسد که از همه‌ کس و همه‌ چیز هراس پیدا می‌کند و هر تحرکی را از سوی هر کس به ضرر خود می‌بیند و چنین تصور می کند که همگان کمر به نابودی و حذف او بسته‌اند.
انسان بدگمان در اثر دوری از معاشرت‌های سودمند و فاصله گرفتن از دیگران، از تکامل و رشد فکری باز می‌ماند و همیشه تنهاست و از تنهایی رنج می‌برد و از کمترین صفای روحی برخوردار نیست.
آنکه زندگیش همراه با سوء ظن است همیشه در دل به بدگویی و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که برخی از علمای اخلاق از سوء ظن به غیبت قلبی و باطنی نام برده‌اند.
همچنین در جمعی که دیدگاه‌های منفی و گمانه‌زنی‌های بی‌دلیل در مورد دیگران امری رایج و عادی در اذهان عموم افراد باشد، دوستی و الفت از میان آنها رخت بر می‌بندد و حجم غیبت به سبب بدگمانی افزایش می‌یابد.
بدگمانی و سوءظن نوعی ستمگری در حق دیگران است و باعث افزایش ترس میان آحاد جامعه می‌شود زیرا مردم پیوسته در هراس‌اند که مبادا بی دلیل در معرض اتهام قرار بگیرند و آبروی‌شان به مخاطره بیفتد. پس بدبینی بزرگ‌ترین مانع همکاری‌های اجتماعی، اتحاد و پیوستگی دلهاست و سبب گوشه‌گیری، تکروی و خودخواهی انسان‌ها می‌شود و چه بسا افراد ارزنده‌ای که می‌توانستند منشاء کارهای مهم و ارزشمند باشند اما بر اثر بدگمانی خود یا بدگمانی دیگران نسبت به آنها از پیشرفت و ترقی بازمانده‌اند.


راهکارهای رهایی از سوء‌ظن و بدبینی

ممکن است گفته شود که گمان خوب یا بد یا به اصطلاح مثبت‌نگری یا منفی‌نگری امری اختیاری نیست بنابراین چگونه می‌توان از آن جلوگیری کرد؟ در همین راستا توصیاتی از سوی علمای اخلاق بیان گردیده که به اختصار عبارتند از:

۱ )چنان‌که اشاره شد منظور از نهی از سوء‌ظن، نهی از ترتیب اثردادن به آن است یعنی هرگاه گمان بدی نسبت به شخصی مسلمان در ذهن پیدا شد در عمل نباید کوچکترین اعتنایی به آن کرد، یعنی نحوه تعامل خود را تغییر ندهیم. بنابراین آنچه گناه است ترتیب اثر دادن به گمان بد می‌باشد.

 

۲ )انسان می‌تواند با تفکر روی مسائل مختلف گمان بد را در بسیاری از موارد از خود دور سازد، به این ترتیب که در راه‌های حمل قول یا فعل بر صحت بیندیشد و احتمالات صحیحی را که در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و کم‌کم بر گمان بد غلبه کند بنابراین گمان بد چیزی نیست که همیشه از اختیار آدمی بیرون باشد.

پرهیز از همنشینی با افراد ناپاک و ناسالم و نامتعادل، زیرا انسان بر اثر همنشینی با آنها از ویژگی‌های اخلاقی ایشان تأثیر می پذیرد و کم‌کم به افراد خوبی که با او همرنگ و هم‌عقیده نیستند بدبین می‌شود.

کنترل مجاری ادراکات، چرا که قرآن کریم تمام مجاری فهم انسان را مسؤول دانسته و می‌فرماید: و لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا (إسراء/۳۶) قطعاً‌ چشم و گوش و دل همگی مسؤولند. اگر کنکاشی در علل پیدایش سوءظن داشته باشیم می‌بینیم که ادراکات حسی و بالاخص دیدنی‌ها و شنیدنی‌های ما در شکل دادن افکار و تخیلات ما سهم بسزایی دارند در نتیجه یکی از بهترین راههای تدبیر خواست‌ها و تسلط بیشتر بر خود و پیروزی بر خواهش نفسانی و وساوس شیطانی در مورد متهم کردن دیگران؛ مهار ادراکات و بیش از همه مهار چشم و گوش است مانند پرهیز از گوش دادن به سخنان پنهانی دیگران و پاسداشت حریم خصوصی آنها.

 

۵ )توجه به آثار بد منفی نگری و سوء ظن و دقت در آیات و روایاتی که سوء ظن را تقبیح کرده و به حسن ظن تشویق نموده‌اند.


شایان ذکر است که هیچکس نباید کاری کند که مردم به او سوء ظن پیدا کنند. و سخن پایانی اینکه از بارزترین نشانه‌های نابسامانی روحی و روانی سوء ظن و بدگمانی است همچنانکه در حدیث صحیح به روایت امام مسلم از پیامبر آمده است که فرمودند: «ایاکم و الظن فإن الظن أکذب الحدیث» از ظن و گمان پرهیز کنید زیرا که ظن و گمان دروغ ترین سخنان است.
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:2 توسط روح‌الله خبازي‌علوي| |